یوخاری

بزرگترین اشتباه یا پارادوکس دوران شاه

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

بعد از ظهر یکی از روزهایی که در صبح آن تظاهرات دانشجویی رخ داده و دانشجویی کشته و دانشجویانی دستگیر شده بودند شاه ریاست جلسه ای را به عهده داشت که قبل از آغاز جلسه،دستانش را در پشتش گره کرده که معمولا در حین عصبانیت چنین میکرد در طول اتاق قدم میزد و میگفت:«نمی دانیم این دانشجویان چه می خواهند؟...ما که همه چیز به آنها داده ایم دیگر چه می خواهند؟».دقیقا آن اعتراضات بخاطر این صورت میگرفت که او هم خیلی چیزها به آنها داده بود و هم بخاطر آن چیزی بود که به آنها نداده بود!

بزرگترین اشتباه او این بود که در همه زمینه ها میخواست نوسازی و تجدد صورت بگیرد اما در حوزه نظامی سیاسی همچنان به شیوه دوران صفوی حکومت کند!او دست به اصلاحات ارضی زده طرفدار حضور زنان در اجتماع بوده طالب نوسازی اقتصادی و رواج نظام آموزشی و دانشگاه بود اما میخواست مردم همچنان بصورت رعیت باقی بمانند در حالیکه وقتی ساختمانها و شیوه زندگی تغییر مییابند میتوان انتظار داشت که انسانها تغییر نیابند؟ وقتی جامعه در حوزه های مختلف بسوی تجدد و نوسازی حرکت میکند خواه ناخواه رعیتهای کلاه نمدی بسر نیز پوست می اندازند متجدد میگردند دیوانِ در شیشه را میمانند که گویی آزاد شده اند: انسان مدرن و متجدد خود را دایرمدار جهان میداند و مشروعیت نظام سیاسی را نه برآمده از ژن، تخمه، تبارِ بخصوص و نه برآمده از خدایان یا فره ایزدی...بلکه بر اساس قراردادی که خود بنیان می نهد به عبارتی انسان مدرن به عنوان فاعل شناسنده و به عنوان مالک و سرور جهان در همه زمینه ها تقدس زداست در اخلاق در فلسفه و در سیاست.حتی خدا را نیز مثل گذشته بنده نمی شود چه برسد به اینکه بنده سر به زیرِ شاه یا سلطان باشد که قدرت خود را به غیر از اراده های تک تک افراد آن جامعه گرفته است.

کمی به عقب برگردیم و از چشم اندازی دور به جریان تجددِ ایرانی بنگریم:هنگامیکه ناصرالدین شاه دستور کشیدن اولين خط تلگراف‏ در1237ش بين قصر سلطنتى شاه و باغ لاله‏ زار را صادر کرد در واقع داشت بر شاخه نشسته بن می برید، ششلول قاتلش را بر علیه خویش پر میکرد و هیزم انقلاب مشروطیت را فراهم میکرد تا فرزندان بعدی که شاه میگردند آواره جهان گردند بیخود نبوده که آن انقلاب را «انقلاب تلغراف» نیز نامیده اند!

یا هنگامیکه رضاشاه راهن میکشید یا وقتی در 1313 ش‌. با لباس‌ نظامی!‌ براي‌ افتتاح‌ دانشگاه‌ تهران‌ بدانجا پا نهاد دعا كرد كه‌ دانشگاه‌ سعادت‌ و پايداری‌ را برای ‌نظام‌ شاهنشاه‌ پهلوی به‌ ارمغان‌ آورد، هرگز تصور نميكرد كه‌ آنجا مركز ثقلی‌ خواهد بود كه‌ مدام‌ با تظاهرات‌ و اعتراضاتش،‌ مردابِ آرام‌ خودكامگی‌ پسرش‌ را آشفته‌ خواهد ساخت‌ چرا که پرسشگری و اعتراض‌، همواره‌ جزو ويژگيهاي‌ ذاتی هر دانشگاه است‌.

چنین است که در این150سال،از وقتی که طوفان تجدد در این دیار وزیدن گرفته کمتر شاهی و اهالی قدرتی عاقبت بخیر گشته است که حتی به اندازه گوری نیز از این خاک نصیبشان نگشته است بنگرید فرجام محمدعلی شاه،احمدشاه،رضاشاه محمدرضاشاه.

محمدرضاشاه ایران را دوست داشت میخواست جامعه ایران مدرن گردد اما حوزه سیاست بر سیاق همان رابطه رعیتی و قبله عالمی بماند او با برنامه های نوسازی اقتصادی در پی گذار ایران از سنت به مدرنیته بود اما میخواست این تغییر دامن او را نگیرد و او همچنان در آن بالا ظل الله باقی بماند او بساط فئودالیسم را با اصلاحات ارضی برچید و میلیونها رعایا و صمدآقاها...از زمین کنده راهی شهرها گشتند قیمت نفت بالا میرفت،جامعه ایران رشد اقتصادی بیست درصدی را تجربه میکرد اما در کنار تمامی این تغییرات زیر و زبر کننده، او کوچکترین تغییر را در حوزه سیاست برنمی تافت حتی در اواخر سلطنتش بر عنادش با دمکراسی افزوده حتی دو حزب بفرموده و برساخته خود را نیز نپسندیده آنها را یکی میکرد و همگان را دستور داد که یا عضو آن گردند یا پاسبورتشان را گرفته از کشور بروند! هیچ اندیشه و حتی کوچکترین نظری هرچند ملایم را که مخالف نظرش بود برنمی تافت و در نتیجه به مانند تمامی دیکتاتورهای تاریخ، انسانهای استخواندار و دارای استقلال فکر از اطرافش پراکنده شده و تنهای تنها مانده بود و مصداق بارز این سخن افلاطون:مستبد تنهاترین انسان روی زمین است که هرگز مزه دوستان حقیقی را نمی چشد...

تاریخ
2019.02.08 / 19:09
مولف
علی مرادی مراغه ای
شرح لر
دیگر خبرلر

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

گونئی‌لی پداگوگ باغچه‌بان دوغوم گونودور

قادین گولرسه...

نه آغلارسان، نه سیزلارسان، بیر دردی بئش اولان کؤنلوم...

تبریز دلیلری بیزی اؤزباشینا بوراخدی... – تبریزلی یازار

تبریزلیلره آچیق مکتوب: او کیشی کیمدیر؟

هیمنیمیزه غضبیمیز واردی، میزیلدانیردیق…

ارمنی تعصبو چکه‌ن «بایقوش» آذربایجانلیلار

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla