پژوهشگر نامنصف و کم سواد ما در تأکید بر ناتوانی زبان ترکی از بیان مفاهیم علمی و فرهنگی هم اینگونه اظهارنظر می کند:
« نویسنده مقاله «ایرانشهری مشروع .... » برای اینکه نشان بدهد زبان ترکی، زبان علم و فرهنگ است، سعی کرده شماری از کتاب های نوشته و ترجمه شده به زبان های ترکی آرانی یا باکویی و ترکی عثمانی و ترکی استانبولی را ردیف کند که آخری به لحاظ فکری و فرهنگی زبانی اساساً مجعول است، امّا این رقص بی مقصود چیزی را ثابت نمی کند، زیرا به خلاف ادعای حیدر بیات، هیچ نوشته مهمی در این مباحث به زبان ترکی سلجوقی به دست نیامده است که بیان فرهنگ ایرانشهری نباشد. »
جناب نصیری! ترکی زبان سیاست و علم و فرهنگ و فلسفۀ ترکیّه، آذربایجان، ترکمنستان، قزّاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و چند نیم کشور از قبیل: تاتارستان، داغستان، گاگاووزیا، قبرس شمالی و ... است. حتّی در ایران متون، کتب و نشریّات بسیاری به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده است. از این رو با احکام شما گردی بر دامن این زبان نمی نشیند. شما به قدری سرتان را در زیر برف کرده اید که از نگارش متون ترکی حتّی در کشور خود نیز خبر ندارید. تعبیر ترکی آرانی یا باکویی نیز جز اثبات بی خبری شما چیز دیگری را حکایت نمی کند. در دم و دستگاه های رادیویی و تلویزیونی بخشی با عنوان آرشیو وجود دارد. لازم است بنشینید و بخشی از برنامه های ترکی حدود چهل پنجاه سال پیش صدای تبریز یا ارومیّه را بشنوید و با ترکی جمهوری آذربایجان مقایسه تا بدانید این دو یکی بوده و هستند و تقسیم بندی ترکی آذربایجانی به باکویی و ایرانی تنها از طبلۀ کسانی چون شما بیرون آمده است. در بارۀ مجعول بودن ترکی استانبولی نیز باید توضیح بیشتری می دادید چون خوانده ها و پژوهش های عقلا غیر از این می گوید. در بارۀ جعلی یا غیر جعلی بودن ترکی استانبولی هم باید عاقلان قضاوت کنند. همین قدر می گویم که هیچ زبانی و هیچ کشوری برای زبان بودن یا کشور بودن معطّل تأیید موجودات حقیر و خودفروخته ای چون شما و آقای طباطبائی نمی ماند.