دیدگاه آقای نصیری در بارۀ مفهوم «توران» نیز شنیدنی و منحصر به فرد است. او در رد گفته های آقای بیات آنگاه که به کلمۀ توران می رسد؛ می نویسد:
« سیدحیدر بیات با عنوانی که برای نوشته اش انتخاب کرده، مدعی است که هرچه ایرانی است در نظر سیّدجواد طباطبایی دارای مشروعیت و هرچه غیر ایرانی ـ در اینجا ترکان ـ نامشروع است. ظاهرا ایشان نمی دانند که توران در افسانه ایرانی مترادف با «انیران» و نامی برای غیر ایرانی نیست، بلکه نامی برای ایرانی دارنده رذایل اخلاقی، بویژه خیانت به میهن و کج پنداری و دروغگویی است. ایرانی کسی است که به هنر و اخلاق و راست پنداری و درست کرداری آراسته، اما تورانی کسی است که به انواع رذایل اخلاقی آغشته است. به عبارت دیگر تعلّق به ایران یا توران ناشی از تمایز زبانی و نژادی و قومی و سرزمینی نیست که در این صورت رستم سیستانی از ایرانیت تهی خواهدماند. »
به نظر می رسد بنیان نوشتۀ آقای نصیری در این بخش بر شاهنامه ای استوار است که خودشان جدیداً سروده اند و ربطی با شاهنامه ای که فردوسی سروده، ندارد. توران مترادف با انیران است و توران در شاهنامه نماد زذایل اخلاقی، خیانت، کج پنداری یا دروغ گویی نیست. بهتر بود جناب نویسندۀ مقاله می فرمودند «توران» در کدام افسانۀ ایرانی نماد رذایل اخلاقی به شمار آمده تا داوری در بارۀ آن میسّر باشد. در این باره من، تنها به دانسته های خود اتّکا نکردم و به بزرگواری که در این قبیل موضوعات و نیز شاهنامه شناسی صاحب نظر بوده و در سطح کشور نیز شخصیّتی شناخته شده در باب شاهنامه شناسی به شمار می آیند، مراجعه کردم و نظر ایشان را در این باره جویا شدم که ایشان نیز مطلب ادّعایی جناب نصیری را مردود دانستند.