1. در اوج تظاهرات مردم سودان ارتش وارد صحنه شد و قدرت را قبضه کرد. امری که محصول رفتار عمر البشیر در مقابل تودهی مردم بود. وی با قلع و قلمع مخالفانش با شدتی کمتر از قذافی، مانع از آن شد که تشکلهای سیاسی قوی و مستقل پا بگیرند تا به مقاومتی متشکل و هدفدار در مقابله با دیکتاتوری بپردازند. با این همه کودتای ارتش در زمان سقوط بشیر نباید ما را به این نتیجهی قطعی برساند که تودهی بیشکل در هر مرحلهای از مبارزه بسیار بیشتر از مردمی که به مقام دموس تشرف یافتهاند قافیه را میبازد. واقعیت این است که شورشها و انقلابها میتوانند بیهیچ تشکلی از هیچ آغاز شوند، آنهم در وقتی نامنتظر و در مکانی نامعلوم. انسانها پیش از پدیداری رخداد ذاتی بنام ”سوژهی تغییر“ ندارند، آنها در جریان رخداد است که سوژه میشوند.
2. بشیر همیشه ادعای آمادگی مذاکره با مخالفانش را داشت بیآنکه اعتنایی به آنها بکند. دیکتاتور وقتی هم حاضر به مذاکره باشد، مذاکره را برای حفظ خود میخواهد، نه یافتن راهی برای گردش قدرت. وی با ارجاع به خشونتی که در مقابل هر گونه اعتراض مدنی به راه خواهد انداخت، مذاکرهی بیحاصل و بیپایان میخواست. چندی پیش حسن اسماعیل وزیر اطلاعات و ارتباطات سودان در گفتگویی با الجزیره با اشاره به امتناع مخالفان از مذاکره با حکومت بشیر گفت: «اگر صد سال مذاکره کنیم بهتر است از این است که یک سال مقاتله کنیم.» هفتهی گذشته دهها نفر به خاک افتادند تا معلوم شود سخنگوی دولت بشیر چه میگوید.
3. ارتش در اعتراضات اخیر الجزایر که به استعفای بوتفلیقه انجامید ظاهرا میانجی گذار از دیکتاتوری به دموکراسی شد. شاید همین امر به مردم سودان انگیزه داد تا در روز ۱۸ فروردین خود را به مقابل ستاد ارتش رسانند برای مخیر کردن ارتشیان به انتخاب یکی از دو گزینه: دیکتاتور یا مردم. غافل از اینکه فرماندهان فرصتطلب آمادهی سرقت رؤیاهایشان هستند.
4. مردمی که عمر البشیر آنها را از مفهوم مردم کسر کرده بود دسامبر گذشته به عامل تحقق امر سیاسی تبدیل شدند. نظم سلسلهمراتبی مستبدانه ابتدا با اعتراض به قیمت نان به لرزه افتاد، سپس کار به شعار آشنای جهان عرب کشید: «ملت میخواهد رژیم را سرنگون کند.» (الشعبُ یریدُ اِسقاطَ النظامِ.) جواب دیکتاتور مادام العمر روشن بود. حسن البشیر تظاهر کنندگان را خائن نامید تا قدرت مهیب دولت در تشخیص خیر و شر را یادآوری کند. به گفتهی بشیر تظاهرکنندگان خائنان، دستنشاندگان و مزدورانی بودند که تنگناهای معیشتی را بهانهی تخریب کردند (أن الخونة والعملاء والمرتزقة يستغلون الضائقة المعيشية للتخريب.) همان گفتار آشنای دیکتاتورها. اینکه عصیان گرسنگان ربطی به خالی بودن شکمها ندارد، محصول فتنهانگیزی دشمنان نامرئی است.
5. سوم اسفند ۹۷ تلویزیون سودان با نشان دادن تریبونی در مقابل کاخ ریاست جمهوری خبر داد که حسن البشیر سخنانی مهمی ایراد خواهد کرد. اسکای نیوز عربی به نقل از رئیس سازمان امنیت سودان احتمال داد که بشیر از ریاست حزب کنگرهی ملی کنار خواهد رفت و در سال ۲۰۲۰ برای بار دیگر نامزد ریاست جمهوری نخواهد. پس از هفتهها اعتراضِ مردم سودان به نظر میرسید در آستانهی فصل بهار، سودان محل شکوفایی دیگربارهی بهار عربی باشد. اما بشیر بار دیگر قدرتپرستی بیمارگونهی همهی دیکتاتورها را به نمایش گذاشت؛ به جای کنارهگیری حالت فوقالعاده اعلام کرد تا بتواند مخالفان را که به سه برابرشدن قیمت نان معترض بودند، قلعوقمع کند. وی در سخنانش از شرایط دشوار کنونی، از توطئهی دشمنان و از وظیفهی تاریخیاش در خصوص حفظ کرامت وطن گفت. جملات نفرتانگیزی که خودکامگان تکرارش میکنند. به این ترتیب فرصت یک مصالحهی تاریخی برای برقراری دموکراسی از دست رفت. تنها نکتهی مثبت در سخنان وی درخواست تعویق بحث درباهی تغییر قانون اساسی بود. با این معنای تلویحی که بشیر بار دیگر نامزد ریاست جمهوری نخواهد شد. اما استفاده از کلمهی "تعویق" به جای "لغو" نشانی بود از اینکه که بشیر گوشهی چشمی به فروکش کردن اعتراضها دارد. وی میتوانست پس از خلاصی از مخمصه قول خود را نقض کند. اما حوادث یک هفتهی اخیر نشان داد که خلاصی از دست مردم محذوف چندان آسان نیست آنهم وقتی که به صحنهی امر سیاسی سرازیر شوند.
6. عمر البشیر در پنج ماه گذشته جان دهها نفر از شهروندان کشورش را گرفت. به استثنای چند کشور، در هر جای جهان اسلام وقتی مردم بخواهند میانتهی بودن قدرت را به حاکمان یادآوری کنند، چارهای جز مواجهه با قطعیت مرگ را ندارند. سودان نیز از امر مسثتنا نبود و کشتن شهروندان نیز مثل همیشه به بهانهی توطئهی دشمنان صورت گرفت. حال آنکه خودکامهای چون او خود نماد شرارت بود. شرارت در نگاهی است که پیرامونش را شر میبیند.