عناد با مسلّمات را هم باید یکی از وجوه مشترک ناسیونالیست های فارسی گرای ایرانی و به تعبیر تازه به بازار آمدۀ آن حاملان اندیشۀ ایرانشهری دانست. نصیری به عنوان یکی از نمایندگان این جریان می نویسد:
« به دلایلی تاریخی که خود و مخاطبان را بی نیاز از بسط آن می بینم، نام «آذربایجان» تنها در اتمسفر ایران و ایرانشهری می تواند حیات و معنی داشته باشد. اینکه پانترک ها به وفور از تعابیری همچون «ملت یا ملیّت ترک» استفاده می کنند، با فرض اطّلاع از معانی این اصطلاحات، بیانگر اهداف تجزیه طلبانه آنهاست، زیرا ملّت که یکی از مفاهیم پایه ای در اندیشه سیاسی نوین است به گروهی انسانی گفته می شود که تحت سیادت یک دولت علیحده قرار دارند. تعبیر«ملت ترک» که پانترک ها سخاوتمندانه آن را به زبان می آورند، نیازمند «دولت ترک» نیز می باشد. تشکیل دولتی به نام دولت ترک با شرکت ترک زبانان ایران، هیچ معنای محصلّی جز تجزیه طلبی و خروج از قیمومیت و سیادت دولت ایران ندارد. »
آنچه آقای نصیری در این بخش می گوید همانی است که کسروی و فارسی گرایان و آذری بازان متقدّم به زبان ساده تری می گفتند و معتقد بودند در این کشور همه باید به یک زبان سخن بگویند و آن یک زبان هم فارسی است. این کل نتیجه ای است که از دستگاه فکری این قبیل حضرات از صد سال پیش تاکنون بیرون می آید و آقای نصیری با بیانی مبهم از نوع بافته های آذری بازان و ناسیونالیست های فارسی گرای معاصر آن را بر قلم می راند.