ناصرالدین شاه قاجار شخصی رازدار بود و اطرافیان که میدانستند هیچگاه رازشان برملا نخواهد شد با خیال راحت در خصوص اقدامات کرده و ناکرده رقبا و مخالفین خویش با وی سخن میگفتند. همین مساله باعث شده بود وی اشرافیت کاملی نسبت به اعمال و حتی افکار اطرافیان خویش داشتهباشد ولی از آنجا که وی شخصیت محجوب به حیایی داشت هیچگاه پردهدری نمیکرد و عیب اطرافیان را به آنها گوشزد نمیکرد.
هرچند رازداری و عیبپوشی از والاترین سجایای اخلاقی محسوب میشوند ولی نباید فراموش کرد که اغماض ناصرالدینشاه بر عیوب اطرافیان، موجب جریتر شدن آنها میشد و به نظر من یکی از بزرگترین عیبهای ناصرالدینشاه در امر زمامداری همین اغماض و عدم برخورد جدی وی با عیوب اطرافیان بود. چون با اینکه در اغلب موارد شناخت کاملی از اطرافیانش داشت و بر عدم کاردانی و کارآیی آنها وقوف کامل داشت همچنان چشم بر خطاهای آنها میبست و اجازه میداد آنها همچنان در مصدر امور باقی بمانند.
به عبارت دیگر، همین محجوب به حیا بودن موجب شده بود وی حق حرمت اطرافیان را همواره رعایت کند و حتی در مواقعی که آنها حرمت خویش را پاس نمیداشتند و اقداماتی نابجا انجام میدادند وی ملاحظه حال آنها مینمود و به جای کوتاه کردن دست آنها از امورات دولتی تنها به تذکری تلویحی و حتی طنزآلود اکتفا میکرد. غافل از اینکه،آن اطرافیان فرومایه بیحیاتر و دریدهتر از آن بودند که با چنین تذکراتی به خود آیند و دست از فساد اقتصادی، سیاسی و ... بردارند.
آری، عیب بزرگ ناصرالدین شاه این بود که حاضر نمیشد به جای اغماض بر فساد و ناکارآمدی اطرافیانش، شأن و جایگاه فعلی و گذشته افراد را مورد اغماض قرار دهد و به جای تذکرات بیهوده، قاطعانه با آنها برخورد نماید. (هرچند خود این مساله هم دلایل تاریخی دارد که در جای خود باید مورد بحث قرار گیرد).
پ ن: به دنبال انتشار مطالبی در مورد تاریخ قاجار، برخی از مخاطبان انتقاد کردند که چرا در مورد معایب دوره قاجار سکوت میکنم. جوابش ساده است: معایب دوره قاجار آنقدر گفته شده و حتی مورد بزرگنمایی قرار گرفته که من ترجیح میدهم به جای تکرار مکررات، از موضوعاتی سخن بگویم که عمداً سانسور و بایکوت شدهاند وگرنه شکی نیست که مثل هر دوره تاریخی دیگری دوران قاجار هم خالی از عیب و نقص نبوده و اتفاقاً در کتابی که در این زمینه کار میکنم تحلیل جامعی در خصوص علل ناکامیهای دوران مزبور ارائه خواهم نمود.