جریان انحرافی وافراطی و راستگرای سکولارها که امروز گرداننده گان اتاق فکر ایرانشهری را شکل میدهند سعی دارند دیگر جریان های فکری حاکم در کشور را نابود ساخته ونهایت خود میدان دار عرصه ی قدرت و ثروت و سیاست در کشور گردند.
ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد.
۱_جریان ایرانشهری یک جریان فکری افراطی هست که در چند سال اخیر توانسته است جریان اصلاح طلبی را از درون استحاله کند و این جریان سیاسی را که روزی با شعار«ایران برای همه ی ایرانیان» بر قدرت رسیده بود امروز به مرکز فکری«ایران برای همه ی پارسیان» بگرداند.
۲_ایرانشهری ها با تمام توان سعی نمودند پایگاه فکری و نظری«روشنفکران دینی» را ویران کرده و چنان وانمود نمایند که عمر دین در جامعه ی ایرانی به اتمام رسیده است و در این برهه ی زمانی طرح بحث های روشنفکری دینی امری عبث و بیهوده است! اما از دیگر سوی خود از «دین ملی ایرانیان» یعنی دین «زرتشتی» سخن میرانند.
مثلا تبریک سالرزو تولد زرتشت توسط جواد ظریف!
که اخیرا هم از «نظام اقتصادی پارسیان باستان»سخن میراند!!!
۳_متاسفانه دولت فعلی با شعار تدبیر و امید و با شعارهای دموکراتیک به قدرت رسید اما با چرخش صدو هشتاد درجه با زیر پا گذاشتن حقوق ملل غیر فارس کشور هم«جمهوریت»نظام را لگدمال نمود و با برجسته نمودن«دین زرتشتی» کمر به نابودی بعد «اسلامیت» نظام بسته اند.
۴_در این میان تنها جریان فکری که رسما و عملا در مقابل زیادت خواهی های ایرانشهری ها تاب آورده ومانع پیشروی آن گردیده است جریان سیاسی و اجتماعی عدالت محور«حرکت تحول خواهانه ی ترکهای ایران»با محوریت حرکت ملی آزربایجان بوده است.
حرکت ملی آزربایجان امروز در آزربایجان محصور نمانده و زمینه ی بیداری و اتحاد ترکهای افشار خراسان و قشقایی های شیراز و اصفهان و وترکمن ها و دیگر ترکهای این سرزمین را فراهم ساخته اند. واین جریان به سمبل حق طلبی و آزادی خواهی ملتهای تحت ستم پان فارسیزم ساکن در این سرزمین گشته اند.
۵_اکنون ایرانشهری ها مستقیم وارد عرصه ی مبارزه با ترکهای تحول خواه نمیشوند. و سعی دارند با اتکا به ابزارهای مختلف از قبیل نیروهای موجود در بدنه ی نظام از قبیل وزیر و استاندار و فرماندار و... حتی گاها نیروهای نفوذی در بدنه ی سیستم های امنیتی کشور،در مقابل مطالبات قانونی، فعالان مدنی و سیاسی ترکها بایستند.
۶_در شرایط کنونی اصلاح طلبان سپر خویش را در مقابل ایرانشهری ها انداخته اند وحتی به پیاده نظام جریان ایرانشهری تبدیل گشته اند اما آنچه مایه ی تعجب است در این شرایط سکوت و بی تفاوتی اصولگرایان در مقابل ایرانشهری ها قابل درک نیست چرا که طولی نخواهد کشید با این روند «تیغ تیز زهر آلود ایرانشهری» روزی بر گردن اصولچی ها ونهایت اصل نظام نیز فشرده خواهد شد.
۷_ایرانشهری ها اخیرا با بازیگری «استاندار آزربایجان غربی» سناریو ونمایشی را در اورمیه کارگردانی میکنند، این بازی «جنگ بین کرد و ترک» هست و سعی میکنند این بازی را تا جایی ادامه دهند که رمقی برای اعتراض و مطالبه ی حقوق برای آنها باقی نماند ونهایت جدال بین«کرد و ترک» با نتیجه ی صفر=صفر تمام شود و انرژی های این دو ملت صرف نابودی همدیگرشود...
۸_همه نیک میدانند که در کل استان گیلان صد نفر کودک زیر هفت سال که گیلکی بلد باشد یافت نمیشود و در کل زبان گیلکی مازنی و برخی زبانهای محلی دیگر به لطف و مرحمت پان ایرانیست ها و پان فارس ها نابود گردیده است حال چگونه این گیلکها امروز ادعایی بر خاک آزربایجان و گردنه ی حیران ميتوانند داشته باشند؟
۸_تقریبا نیمی از جمعیت رشت الان ترک تبار هستند و انزلی و آستارا که خاک تاریخی آزربایجان است و تقریبا بیش از نود درصد ترک هستند هیچ وقت تنشی بین ترک و گیلک وجود نداشته است و همیشه در طول تاریخ برادرانه ای با هم زیسته اند.
کرد وگیلک نباید فراموش کنند که ایرانشهری ها به وقتش حتی«کرد و گیلک»را نیزذبح خواهند کرد.چرا که ایرانشهری ها بدنبال یک ملت«پارس» و یک زبان «پارسی» در ایران هستند ودیگر هیچ...
امروز ترکها هزینه ی دفاع از «جمهوریت واسلامیت» را میپردازد
آزربایجان امروز آزربایجان صد سال پیش نیست امروز خود آگاهی میان ترکها بیشتر گشته است اتحاد ترکهای قشقایی تورکمن وخلج و افشار و شاهسون و آزربایجان جان و تن هر دشمنی را به لرزه میآورد و خواه و ناخواه این اتحاد امروزه شکل گرفته است.
امروزه کسی توان خاموش کردن صدای حق طلبی ترکها را در ایران ندارد باید حقوق مغفول مانده ی صد سال اخیر ترکها داده شود.
اتحاد ترکها سناریو ايرانشهری ها را ناتمام خواهد گذاشت...