آموزش پرورش فارسی را به بطن مادران می برد.
این روزها ، در نظام آموزشی کشور دستورالعمل های صادر می شود ،که به نظر بنده نوعی ورود به حریم شخصی خانواده هاست . من فکر می کنم طولی نخواهد کشید که مادرها از حق نگهداری کودک خود نیز محروم خواهند شد. کودکان را از مادران خواهند گرفت و از همان دوره نوزادی ،زبان فارسی را به مخ آنها خواهند چاپید . دایره فرهنگ و زبان تورکی ،عربی ، بلوچ ، به قدری در تنگنا قرار گرفته است ، که وجود آن در خانه نیز دلهره آور شده است . نظام آموزش و پرورش هیچ چیزی برای یاد دادن کودکان ارائه نمی دهد لذا جای چنین خلای را با سیاست پر می کند ،چنین سیاست زدگی ، هیچ تعهدی برای فردای فرهنگ خودی، و در ابعاد عمومی برای کشور نخواهد داشت. یک نظام کارآمد علمی برای پرورش کودکان وجود ندارد .،بنده هر روز نصف وقت خود را برای درک تفاوت فرزندم ، بین سو- آب هدر می دهم ،ولی جناب مسئول زیر کولر اسپلیت نشسته فرمان صادر می کند. و از کودک تست زبان می گیرد . حتما در این بین حوصله معلم نیز به سر خواهد آمد و دو سیلی محکم بغل گوش کودک چهارساله خواهد زد که چرا خلی ،چرا کلامم را نمی گیری . اگر واقعا آموزش و پرورش در فکر فرزندان ماست چرا جلوی اعتیاد و بزهکاری در مدارس را نمی گیرد؟ به جای صرف بودجه هنگفت برای تغییر زبان ،چرا مدرسه نمی سازد ، در طول این یکسال که فرزند اینجانب روانه مدرسه شده است ، یک میلیون و پانصد هزارتومان تنها به خود مدرسه هزینه کرده ام ،به این خاطر که به جای سو ،اب بگوید . من اگر همین یکسال را برای یادگیری زبان انگلیسی هزینه می کردم لاقل می توانستم از فرزندم برای ترجمه برخی مطالب ساده در اینترنت کمک بگیرم . زبان فارسی آیا می تواند بخشی از چنین هزینه ای را به جیب من بریزد؟ قطعا نه ؟ مدرک لیسانس از دانشگاه گرفته ام ۱۷ سال عمر خود را برای زبانی صرف کرده ام که نتیجه آن زدن رکورد بیکاری است . بعد از این همه صرف مدرسه و مشق شب ،تخصص ،تعهد ،دارم از زمین ارثی پدری ارتزاق می کنم .در طول این ۱۷ سال اگر من تنها یک زبان غربی را آموخته بودم حداقل می توانستم برای خود کارآفرینی کنم، اگر وزیر آموزش و پرورش به جای خفه کردن زبان مادری من ،به فکر شغل و آتیه من و من ها بود. اکنون می بایست شغلی مناسب خود را می داشتم . اما می بینم نه تنها مسئول اموزش مملکت به فکر من نیست بلکه کل زندگی و آتیه من ، من ها را باد هوا کرده است .