یوخاری

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

مینوی در مقاله ای که در بارۀ ابن سینا می نگارد؛ در تبیین گسترش زبان عربی و عربی نویسی دانشمندان؛ به ارتباطات فرهنگی اعراب با اقوام مختلف اشاره دارد، لیکن در اینجا نیز مهم ترین قوم، اثرگذارترین قوم در سرنوشت خلفا و قلمرو اسلامی، دارنده و حاکم بیشترین سرزمین های خلافت؛ یعنی، ترک ها غایب هستند:

«اطبّای سریانی، وزرای ایرانی نژاد، دانشمندان یهود و هندی، همگی در حوزۀ حکومت خلفای اسلام و عمّال ایشان نشو ونما می کردند و با قوم عرب خلطه و آمیزش داشتند. دین و زبان عربی با طرز اداره و دستگاه دیوانی و آداب و رسوم و معارف و علوم ایرانی و رومی و سریانی و هندی و قبطی آمیخته شد و به اهتمام رجال برجسته ای که از میان این اقوام مختلط بروز می کردند؛ بتدریج فرهنگ و تمدّنی با مبالغی کتاب تاریخی و دینی و علمی و ادبی بوجود آمد که بران اسمی نمی توان گذاشت جز فرهنگ و تمدّن عربی. » (نقد حال ص 176)

در این فراز نیز همۀ اقوام پیرامونی و همسایه های دور و نزدیک حضور دارند. اطبّای سریانی، وزرای ایرانی، دانشمندان یهودی، دانشمندان هندی؛ علوم ایرانی، رومی، سریانی، هندی، قبطی و علوم خود عرب ها در توصیف جناب مینوی حضور دارند و تنها قوم غایب در این جمع ترک است و ظاهراً از نظر مینوی ترک فاقد هر گونه دانش، فرهنگ و توان وزارت و مدیریّت بوده است و به همین لحاظ نامی از این قوم در اینجا نیامده است! همۀ اقوامی که مینوی در اینجا نام آنها را آورده است؛ به قاعدۀ صد سال و پانصد سال تا هزار سال تحت حاکمیّت ترک می زیسته و دعاگو و دست بوس ترک بوده اند. با این وصف معلوم نیست این اقوام بادانش و دارای قدرت علم و تدبیر و وزارت چگونه نمی توانستند چاره ای برای رهایی خود از یوغ سلطۀ ترک فاقد دانش و فاقد فلسفۀ سیاست و حکومت بیابند؟ حتّی معلوم نیست ترک با وجود بی بهره بودن از همۀ دانش ها چگونه منقرض نشده است؟!

مسئلۀ نادیده گرفتن ترک در لابلای نوشته های مینوی هم با وضوح تمام خودنمایی می کند. او در کتاب «فردوسی و شعر او» زمانی که در بارۀ مردمان هم زبان دارای کشورهای متفاوت و مختلف سخن می گوید؛ ملل عربی زبان، انگلیسی زبان و فارسی زبان یادش می افتد و حتّی تاجیکستان واقع شده در اتّحادجماهیرشوروی را هم در ذیل کشورهای فارسی زبان به خاطر می آورد، امّا از تعداد بیشتر ملل و جمهوری های ترکی زبان چیزی به خاطرش نمی رسد. (رک . فردوسی و شعر او ص 25) او حتّی در شرح کشورهای متشکّل از اقوام گوناگون، وقتی از شوروی مثال می زند؛ تاجیکستان و ارمنستان و گرجستان را نام می برد؛ لیکن از جمهوری ای به نام آذربایجان که از هر سه جمهوری دیگر پرجمعیّت تر و نام آن با نام کشور و ملّت ایران عجین بوده است؛ ابداً چیزی به خاطر نمی¬آورد. (فردوسی و شعر او, ص 24) در هنگام تبیین نوع نگاه شاعران قرون چهارم و پنجم نسبت به رجال و پهلوانان داستانی شاهنامه؛ در جایی که ضرورت پیدا می کند از اقوام ساکن در ایران و نواحی پیرامونی آن مثال بزند؛ از ایرانی و عرب و یهودی و عیسوی و هندی و یونانی نام می برد، لیکن قلمش همچنان از نوشتن نام ترک ناتوان است. (رک . فردوسی و شعر او ص 135)

تاریخ
2019.06.03 / 12:30
مولف
علی بابازاده
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla