گذشته از ناخوشایندی پديدة جنگ و صرف نظر از ارزيابي اخلاقي انگيزههاي لشكركشيها، نبوغ نظامي فاتحان نه با نظرية توطئه قابل تحليل است و نه با ديدگاه نژادي كه نجابت، معنویّت و فرهنگ را در دست عدّهاي منفعل، ناتوان و شکست خورده قرار می دهد و توحّش را به مهاجمان باتدبیر، شجاع و خستگی ناپذیر نسبت می دهد.
مردمان سرزمین های خلافت شرقی هر جا پیروز شده اند؛ سخن از شجاعت، ایمان و فرهیختگی خود گفته اند و هر جا شکست خورده اند؛ ناتوانی و نادانی حکمرانی را نادیده گرفته و علّت شکست را صرفاً به توحّش و افزونی عدّه و اردوی پیروزمندان نسبت داده اند. حال آنکه اگر از دید فاتحان بنگریم، مردمی را خواهیم دید که به علّت غرق شدن در مکاشفه، شعر، بنگ، باده و دست در جعد یار، پیشاپیش تن به شکست داده و از خوش خدمتی افراطی برای فاتحان برای خود «فضیلت» تراشیده اند، یا لااقل مورّخان معاصر چنین فضیلتی برای ایشان کشف کرده اند.
تمدّنی که این فاتحان ترک در ترکستان شرقی و غربی، هند، خراسان، آذربایجان و عراق عجم ساخته اند؛ عناصر مشابهی دارد و از همین امر برمی آید که انتساب تام و تمام دستاوردهای ایشان به وزیران فرهیختۀ فارس یا ایرانی توهّمی بیش نیست و این وزیران تنها بخش کوچکی از تدبیر و توان حکمرانی فاتحان در سرزمین های مفتوحه بوده است.
مجتبی مینوی در جمع مردان تاریخ نویس فارسی محور دوران معاصر ایران قرار دارد. او از جملۀ معتقدان به قدرت ماورائی وزیران فرهیختۀ ایرانی است که در ستایش از مراتب تدبیر و کاردانی ایشان و مدیون مطلق بودن سلاطین ترک در برابر این وزیران حدّ یقفی برای خود نمی شناسد. مینوی با وجود اینکه در زمرۀ مورّخان و ادیبان باسواد دوران معاصر قرار دارد؛ در مواجهه با مسئلۀ وزیران ایرانی دربار سلسله های ترک به مانند دیگر داعیه داران چنین قرائتی از تاریخ ایران، حرف های ابلهانه و سفیهانۀ بسیاری بر قلم جاری می سازد. این جنبه از اندیشه و اعتقاد مینوی بخصوص هنگام گفتگو از موقعیّت خواجه نظام الملک طوسی در دربار سلجوقیان خودنمایی می کند و مینوی در نوشته های خود اختیار همۀ امور دیوانی، لشکری، فرهنگی و سیاسی سلجوقیان را به دست خواجه نظام الملک می سپارد وشاه و ولیعهد و سرداران این حکومت را ملعبه و مطیع وزیر ایرانی می سازد.