کمی آن طرفتر چند موسسه مالی و اعتباری به تعهدات خود عمل نمیکند و دولت فخیمه جمهوری اسلامی ایران میپذیرد که ۱۱ هزار میلیارد تومان به مال باختگان آن موسسات بدهد ولی اینجا ۱۶۰۷ نفر از اهالی ۹ روستای پاخلاوار، ارجه، لاها، میرآللی، یوخاری نوغدی، آشاغی نوغدی، پیرازمیان، لومبر و کؤووز مجبورند گاهگاهی سری به بانک کشاورزی مشکین زده و التماس و زاری کنند تا بانک فرصت بیشتری جهت پرداخت بدهی به آنها بدهد در حالیکه نه پولی از بانک گرفتهاند و نه سودی عاید آنها شده است که در قبال آن به بانک مقروض باشند.
ماجرا چنین است که قرار بود هزینه اجرائی پروژه آبرسانی پایاب سد سبلان از محل اعتبارات بند (ط) ماده ۱۷ قانون برنامه چهارم توسعه و بند (د) تبصره ۳ قانون بودجه سال ۸۶ مرتبط با وزارت نیرو تامین گردد. ۷۰ درصد هزینه بلاعوض از طرف وزارت نیرو و ۳۰ درصد توسط بانک تقبل گردیده بود. قرار بود این طرح ۱۰۱۳ هکتار باغات و ۱۴۳۰ هکتار زمین زراعی ۹ روستای فوقالذکر را آبرسانی کند و مالکان زمینها و باغات، پولی را که بانک برای اجرای پروژه اعطا میکرد، بعد از بهرهبرداری از آب سد و در مدت زمان مقرر بپردازند.
این پروژه نیمه کاره رها شد و امیدی هم به تدوام و تکمیل آن نیست. حالا بانک پولی را که به عنوان سهم الشرکه در اختیار پروژه قرار داده از ۱۶۰۷ زمینداری که قرار بود این طرح زمینهای آنها را آبیاری نماید مطالبه میکند و روستائیانی را که جرعهای آب نصیبشان نشده در تنگنای پرداخت بدهی (!) قرار میدهد.
کسانیکه زندگینامه روحانیون قدیمی را مینویسند تاکید میکنند که روحانیت همیشه جانب حقالناس بوده و از مردم در برابر حاکمان دفاع کردهاند. حال باید به این حامیان حقالناس گفت که پا پیش بگذارید و از همان دولتی که حاضر شد در عوض اختلاسگران ۱۱ هزار میلیارد تومان به مال باختگان بدهد، بخواهید که پروژه را تکمیل کند و یا اینکه از مردم در برابر حاکمان روحانی دفاع کنید.