بیبیسی فارسی سه ماه تمام (تابستان ۹۳)، معامله عبدالله عبدالله و اشرف غنی و تقسیم قدرت بین آنها را به خورد مخاطب ایرانی داده و در اکثر گزارشها به گونهای از عبداله حمایت کرده و مواضع او را موجه جلوه داد. در حالیکه اشرف غنی پیروز انتخابات بود و عبدالله بجای پذیرش نتیجه جر زنی میکرد که باید در پاسخ به هواداران معترض او کشور دو نفره مدیریت شود. بیبیسی در این حمایت منطق ساده «هواداری از بچه محل خودمان» را در پیش گرفته بود و از آنجا که عبداله از مادری تاجیک و اشرف پشتون بود در حمایت از عبدالله آستینها را بالا زده بودند.
درست به همین سادگی کریمخان زند نیز از حمایت ویژه تاریخ نویسان ایران برخوردار است و تصویر خوبی از او در کتب تاریخی نمایش داده میشود. زیرا او در طول ۱۳۰۰ سال تاریخ ایران اسلامی تنها فرمانروای غیرعرب و غیرترک ایران بوده و این باعث میشود که تاریخ نویسان در تمجید از او بسیج شوند و نام او بیش از نام سایر شاهان به گوش علاقمندان تاریخ برسد.
کریمخان نیز مانند سایر امراء جهت غلبه بر رقیبان و سیطره بر مناطق از کشتار و جنایت استفاده کرده و فردی شبیه سایر شاهان آن اعصار بود و شاید هم کشتارهایش به نسبت دوره کوتاه حکومتش از سایرین بیشتر باشد. چون نیک میدانیم بعد از قتل نادر، فرزندان، نوهها و برخی سرداران نادرشاه، هواداران احیای صفویه، حاکمان شهرهای بزرگ، بزرگان طایفه افشار و روسای طوایف دیگر مانند شاهرخ میرزا، علیمرادخان، ابوالفتحخان، فتحعلیخان افشار اورمی، محمدحسنخان قاجار، عادلشاه، احمدشاه دُرانی، آزادخان افغان مدعی حکومت بر قلمرو نادرشاه بودند و کریمخان نمیتوانست صرفا با اتکا به «وکیل الرعایا» بودن بر این همه رقیب پیروز شود و جنگهای سختی انجام داده جنایات قابل توجهی نیز مرتکب شده، ولی ذکر آنها خوشآیند تاریخ نویسی ایرانی نیست. کریمخان هنگام فتح اصفهان چنان تاراجی کرد که سامان ۲۴۰ ساله آن شهر، که یادگار صفوی بود، از بین رفت. رفتار کریمخان با اورمیه؛ مرکز آذربایجان و محل استقرار طایفه افشار اورمی، وحشیانه بود. سپاه زند آبادیهای اورمی را غارت، محصولات و احشام آنها را با غلات و علوفه به یغما برده، ناامنی را به حد مافوق رساند. این غارتها به همراه محاصره ۹ ماههای که به آن شهر تحمیل گردید اوضاع مردم را به جایی رساند که شیخ الاسلام آقا میروحید آقا طی فتوایی خوردن گربه، سگ، گوشت مردگان و میت انسان را نیز مباح دانست. ولی تاریخ نگاران ایرانی همچنان به بزرگ نمایی کریمخان ادامه میدهند و هوای بچه محل خودشان را دارند تا بتوانند تصویر نیکی از تنها فرمانروای غیرعرب و غیرترک ایران (به تعبیر آنها تنها فرمانروای ایرانی) نمایش دهند.