مینوی تبلیغات اتّحاد اسلام اوایل قرن بیستم میلادی در عثمانی را نیز امری مصنوعی قلمداد کرده و می نویسد:
«پنجاه شصت سال پیش بعضی از ایشان دم از یکی بودن و لزوم یکی شدن همۀ ترکان جهان می زدند (پان تورانیزم انور پاشا) و بطور مصنوعی زبان ترکی و دین اسلام را (این یکی در درجۀ دوم) جهت جامعۀ خود قرار دادند و حتّی به عربها و کردها هم تلقین می کنند که شما اصلاً ترک نژاد و ترک زبان بوده اید. » (فردوسی و شعر او, ص 26)
در اینجا نیز مشاهده می شود که مینوی قادر به تشخیص و تمیز بین دو مقولۀ متفاوت نژاد و زبان نیست. علاوه بر این مینوی نه فقط در همین فراز، بلکه در بخش های دیگری از نوشته های خود در ایمان و اعتقاد عثمانیان و ترک ها به اسلام تردید روا می دارد و معتقد به استفادۀ ابزاری آنها از دین می باشد. اگر مینوی خودش اهل دین و معتقد به اسلام و مذهب حقّۀ جعفری بود، شاید امکان داشت به اظهاراتی از نوع آنچه در این متن آمده روی خوش نشان دهیم، لیکن قاطبۀ اهالی ناسیونالیسم فارسی گرا و ترکی ستیز ایرانی میانه ای با دین و ایمان ندارند.
همین مینوی مقاله ای با عنوان «پوشیدن روی یا نپوشیدن روی. ای زنان بکوشید تا چادر حقارت نپوشید.» در مجلّۀ یغما به چاپ می رساند و در آن به حکم اسلامی حجاب متعرّض می گردد. با این وصف مینوی فاقد صلاحیّت اظهار نظر در بارۀ درجۀ اسلامیّت عثمانی ها یا استفادۀ ابزاری آنها از دین می باشد.