اصلاح طلبان و در راس آنها جناب تاج زاده مدام بر قانون انتخابات کشور می تاختند و از وجود نهادهای نظارتی متعدد از جمله نظارت استصوابی شکایت داشتند .
این مخالفت ها در فضایی مطرح می شد که آنها خود را به عنوان نگهبانان جمهوریت نظام و دموکراسی جا زده بودند. تشویق و تبلیغ دموکراسی و شعار « زنده باد مخالف من» ،تزریق ایرانیت نقابدار ، هدف اصلی آنها بود.
اکثر آنها در اول انقلاب دارای گرایش چپ تند بودند . مبارزه با استکبار جهانی ، نگاه سوسیالیستی به اقتصاد ، از جمله شعارها و اهداف تغییر ناپذیر آنها بود . نیازی به توضیح نیست که در آن برهه حساس آنها برای حذف مخالفان خود به چه شیوه های دست بردند. اما با تغییر شرایط و خلا مخالفان ،این بار در شکل مخالفان سیاست های قبلی ظهور کردند ،و برعلیه کسانی برخاستند که در پیدایش و شکل گیری فکری و عقیدتی آنها خود نقش اساسی داشتند . این دوره با شعار اصلاحات شروع شد .
گرچه شعار آنها اصلاحات بود ، ولی همین شعار در حد حرف و بازی با اصطلاحات سیاسی ماند و مزاج فکری طرفداران و امیدوران به تغییر را خراب کرد.در عوض اختلاس ها و چپاول بیت المال شکلی عریان به خود گرفت و قبح عمل آن هم در جامعه از بین رفت ،طوری که اختلاس و رشوه نوعی زرنگی و شجاعت فرض شد . وارد جزئیات نمی شوم زیرا همه ما تمامی این اتفاقات و رویدادها را تجربه کردیم ، و فکر می کنم تنها دستاورد این دوره ،تجربه شعار سراب گونه دموکراسی خواهی آقایان بود.
اکنون به مرحله سوم شعار این جبهه نزدیک می شویم ، حفظ ایران ، و حذف مخالفان به بهانه دفاع از تمامیت ارضی و مبارزه با تجزیه طلبی قومی است . تاج زاده و دوستان وی از تجربه عضویت در سازمان های مسلحانه دست بردار نیستند .و مشی مسلحانه دوره قبل از انقلاب را به شکلی جامعه پسند تجویز می شمارند . ایده سازمانی مدام در ذهن انها بازتولید می شود و مخالف در ذهن انها تنها با حذف و محو تعریف می شود .تاج زاده تا بوده همین بوده ، خوی و منش انسانها به ندرت قابل تغییر است ،خصوصا اگر این انسان یک فرد سیاسی باشد که مدام کارش بازی با قدرت است . این قدرت طلبی شاخصه اصلی رفتار و گفتار آنهاست به همین جهت هنوز که هنوز است دست از سیاست بر نمی دارند، و نمی توانند این واقعیت را بر خود بقبولانند که دوران عشوه گری سیاسی آنها تمام شده است.