در جوامع و کشورهایی که حق ازادی احزاب و تشکلهای سیاسی وجود ندارد. در جوامعی که نمایندگی مجلس شدن برای تمثیل اراده ملت مستلزم تایید صلاحیت گزینشی ، سلیقه ای و جناحی است. و نظارت استصوابی فیلتر و مانعی است برای رد کردن نامزدهای انتخاباتی چه باید کرد؟ نیک می دانید که نماینده مرعوب نظارت استصوابی ، نماینده ای که از شورای نگهبان بترسد، دیگر نماینده ملت نخواهد بود. بلکه نماینده دولت و نظام خواهد بود تا نماینده و مدافع منافع و حقوق مردم.
نماینده ای می تواند ازادانه از حقوق ملت دفاع کند که دیگر ترس از رد صلاحیت شدن توسط نظارت استصوابی نداشته باشد. پس این نظارت استصوابی بر علیه دموکراسی و حق انتخاب مستقیم مردم است. چرا که قبل از گزینش مستقیم مردم ، توسط شورای نگهبان بنا به دلخواه و میل خودشان یک بار انتخاب شده اند برای انتخاب کردن مردم. انتخابات اگر به صورت حزبی باشد دیگر این موانع نخواهد بود. اما در ایران رقابت انتخاباتی به صورت حزبی وجود ندارد. پس در این شرایط نمایندگان نمی توانند از منافع ملت به نحو شایسته ای دفاع کنند چرا که در صورت دفاع از حقوق مردم کرسی پارلمانی را با رد صلاحیت های شورای نگهبان از دست خواهند داد. مصداق این گفته ما سخنان جسورانه ، نطق های ایراد شده و استیضاحهای به عمل امده توسط اکبر اعلمی نماینده ادوار گذشته مجلس از حوزه تبریز بود که دیگر نتوانست از سد فیلترینگ شورای نگهبان عبور کند.!
در وجود چنین شرایطی فعالان ترک و جامعه ترک بایستی از هر فرصتی به عنوان تریبون برای رساندن فریاد عدالتخواهی و مطالبات ملییشان به گوش مسئولان و جهانیان استفاده کنند.
تراختور این فرصت را برای ملت ترک اذربایجان و کل جغرافیای ایران فراهم ساخته و همچنین تبدیل به نقطه اتحاد و مکانی برای شکل گیری شعور ملی و فراگیر شدن ان در بین تمامی اقشار جامعه شده است.
امسال در فصل اتی لیگ برتر فوتبال ایران سرمربی تراختور یک ترک شد و همراه این ، پسوند فارسی"سازی" و تبریز از نام این تیم پرطرفدار حذف شده تا تبدیل به تراختور اذربایجان شود. با وجود این اتفاقات مبارک و امدن مصطفی دنیزلی مربی شناخته شده ترک ، بستر و پتانسیل برای ایجاد و شکل گیری روح و شعور ملی در مسابقات تراختور و سردادن شعارهای ملی و طلب مطالبات برحقمان دو چندان شده است.
بایستی فعالان ملی توانشان را دو چندان کنند تا مدیریت سکوهای ورزشگاهها را در مسابقات تراختور از سطح یک تیم ساده فوتبال و طرفداران فاقد شعور ملی خارج سازند. و ان را تبدیل به میدانی برای مبارزه و عدالتخواهی سازند. تراختور و طرفداران ان با فرهنگ والایشان با فلسفه عدالت خواهی و هویت طلبیشان بایستی متفاوت از دیگر تیمها باشند. توجه فرمایید که تراختور نباید همه میدان فعالیت ما باشد. بلکه تریبونی است برای ما تا بدون دادن هزینه یا کم کردن هزینه صدایمان را به گوش دنیا برسانیم. مطالبات ملی خود را که در جای دیگری امکانش نیست طلب کنیم.
چرا که سازمانهای غیرسیاسی می توانند در نبود احزاب سیاسی عمل سازمانهای سیاسی را انجام دهند و نقش انها را بازی بکنند. انجمنهای دانشجویی نهضتهای جوانان و حتی باشگاههای ورزشی (مانند سوکلهای چک قبل از ۱۹۱۴) بارسلونای اسپانیا و تراختور اذربایجان و برخی تیمهای دیگر این نقشها را در بسیاری از کشورهای اقتدار طلب بازی کرده اند. و مکانی برای مطالبه حقوق ملی ، و تریبونی برای رساندن صدای اعتراضشان به عدم اجرای عدالت و برخورداری از حق حقوقشان بوده اند.