چرا جمهوری اسلامی ایران بر نداشتن زندانی سیاسی تاکید می کند؟
آیا داشتن زندانی سیاسی برای دولت بار حقوق بشری دارد که کتمان می کند که زندانی سیاسی دارد؟ و یا تعریف جمهوری اسلامی از زندانی سیاسی و فعال سیاسی مغایر با تعریف جهانی است که زندانیان سیاسی خود را تروریست و یا زندانیان عقیدتی می نامد؟عملی که برای کسب قدرت از مسیر دموکراتیک و با شکستن ساختارهای صوری و کاذب و یا مطالبه حقوق اجتماعی ملت از قدرت حاکمه انجام گیرد یک عمل سیاسی و شخص محکوم یک محکوم سیاسی است که دولت وظیفه دارد تمام حقوق محکوم سیاسی را به رسمیت بشناسد.با علم به اینکه سیاست دولت ها حفظ نظام و مقابله با هر نوع ایدئولوژی است که اساس حاکمیت را به خطر باندازد است.طبق کنوانسیون حقوق بشر سازمان ملل هر دولت وظیفه تامین آزادیهای فردی و اجتماعی در چهار چوب قوانین و عرف داخلی،تامین شرایط مناسب اقتصادی فردی و اجتماعی برای اتباع،آزادی بیان،عدم تفتیش عقیده و به رسمیت شناختن هویت مللی که در محدوده جغرافیایی دولت هستند نیز دارند.اما علاوه بر اینکه در نظام اداری،سیاسی رژیم جمهوری اسلامی ایران رعایت موارد مذکور دیده نمی شود بلکه با شدیدترین مجازات با مطالبان حقوقی ملت ها برخورد می کنند.فعالان اجتماعی به فعالان سیاسی تبدیل شده اند و این نتیجه سیاست بسته دولت و نظام جمهوری اسلامی است.دولتی که توان اصلاح رفتار سیاسی در مقابل حقوق به حق ملت را نداشته باشد یقینا در مقابل دیدگاه سیاسی اجتماعی آن ملت مشروعیت نخواهد داشت.بیشترین زندانیان سیاسی دولت ایران را زندانیان سیاسی آذربایجان و فعالان سیاسی که از حقوق ملت خود در چهار چوب قانون اساسی این کشور دفاع کرده اند و برای شرکت در اداره سیاسی کشور به تشکیل حزب سیاسی در داخل نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام کرده بودند .اما نتیجه اعلام موجودیت و مشارکت در اداره سیاسی کشور در راستای اجرای اصل 123قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مطابق با اصل 122 همین قانون ،به شورای رهبری این تشکیلات 45سال حبس تعزیری حکم صادر کرده اند.آیا اقدام برای تشکیل حزب سیاسی یک عمل سیاسی نیست ؟ زندانیان هم زندانیان سیاسی محسوب نمی شود؟موضوع رفتار غیر دموکراتیک دولت ایران به اینجا ختم نمی شود ،جوانی که به علت شور و علاقه به تیم فوتبال محبوب خود و اعلام هویت وجودیش، چگونه ممکن است به شدیدترین مجازات 13سال زندان محکوم شود؟
از دیدگاه روانشناختی اجتماعی چنین رفتارهای مغرضانه از طرف دولت، تنش و شکافی بین دولت و ملت ایجاد می کند که نتیجه ای جز واگرایی بین این دو منبع قدرت وجود ندارد.در چنین وضعیت اقتصادی ملت از دولت خود راضی نیست به این نارضایتی ،تنش های هویتی را هم اضافه کنید.نتیجه یقینا به صلاح دولت و ملت نخواهد بود.پس فریب بین الملل با کتمان حقیقت وجود زندانیان سیاسی و وارد کردن فشار بر فعالان سیاسی راه کار حل مسائل کشور نخواهد بود.