زندان سیاسی
اخیرا یکی از مسئولین کشور در پاسخ به سوال خبرنگاری در مورد زندانیان سیاسی ، اینگونه گفته بود : «ما در ایران زندانی سیاسی نداریم ،این زندانیان دارای جرم امنیتی هستند» .
در کشور ما یک مشکل اساسی در شیوه بیان مطالب وجود دارد . بزرگترین ایراد در این شیوه، نحوه بیان گذاره ها است ،این گزاره ها حالت وحی گونه و قطعی دارند . بسیاری از پاسخ ایرانی ها به سوالات همینگونه است. بارها در تلویزیون شاهد هستیم که خبرنگار از رهگذاران می پرسد شما در زندگی خود دروغ می گوئید ؟ پاسخ اکثرا مصاحبه شونده گان با صراحت جوابشان تماما منفی و نه می باشد . حال آنکه چنین چیزی تقریبا محال است . فرهنگ عمومی در این باره ،« احتمالا ،تقریبا ، شاید ، نمی دانم »،را نمی پذیرد . اینکه در یک کشور هشتاد میلیونی، زندان سیاسی وجود نداشته باشد، به معنای پذیرش این واقعیت خواهد بود که هیچکس در اینجا با سیاست مشغول نیست .و یا اینکه اگر باسیاست مشغول باشد لزوما براندازی و با فروش اسلحه و خبر چینی برای دولت اجنبی مشغول بوده است . چنین جواب های آن هم از سوی فردی که دارای مسئولیت سیاسی یا قضائی است،نوعی توهین آشکار به شعور مخاطبان است. در حقیقت هیچ کشوری نمی تواند مدعی شود که زندانی سیاسی ندارد . مسئله اساسی تعریف جرم سیاسی و مصداق های آن می باشد . از یک طرف در قانون اساسی وجود احزاب و تشکل های سیاسی مجاز شمرده شده اما در وجه دیگر ،قانون جرم سیاسی، بسیار مبهم و قابل تفسیر و تاویل به هر مصداق عمل سیاسی می باشد . و همین ابهام باعث شده ما جامعه سیاسی سالم دارای مرامنامه،عملکرد مشخص نداشته باشیم. اما نکته دیگری که در این شیوه جواب هست، بیان جرم امنیتی است .ظاهراً ایشان فراموش کرده اند که فعالیت سیاسی ،با امنیت طبقه اقتدار رابطه مستقیم دارد. زیرا این طبقه به هر دلیلی حاضر به واگذاری قدرت به مخالفان نیست. اکثر مخالفت ها در اصل اعتراض به نبود سیستم کارآمد برای واگذاری قدرت هست ، و اگر جناح اقتدار ،چنین سیستمی را مختل و یا تحت اختیار خود داشته باشد ، فعالیت سیاسی ،جنبه امنیتی پیدا می کند ، و اگر ارگانی بی طرف ماهیت امنیت و مصداق های آن را تشخیص ندهد ، در این صورت ،امنیت ،چماق بزرگی برای کوفتن مخالفان سیاسی خواهد بود .