ترجمه مستقیم آثار ادبی سایر کشورها، از زبانهای غیر روسی اتحاد جماهیر شوروی ممنوع بود و اثر هنری ابتدا باید به روسی سپس از متن روسی به زبانهایی مانند ارمنی، گرجی، ترکی، اوکراینی و غیره ترجمه میشد.
ساخت فیلم سینمایی به زبان ترکی در شبکه تلویزیونی آذربایجان شوروی تنها در دو حالت ممکن بود، فیلمهایی برای تبلیغ ایدئولوژی و اهداف حاکم و برنامههایی برای سرگرمی و خنداندن تودههای زحمتکش. زبان فیلمهای جدی و فاخر فقط روسی بود.
وضعیت زبان ترکی در شبکههای استانی ایران به مراتب بدتر از شوروی است. از نظر مدیران و اتاقهای فکری این شبکهها، ترکی زبان مرثیه و صمد ممد است و تنها برنامههای کندیمیز، احکام غسل جنابت، مداحی و هجویات مش اسماعیلی به این زبان ارائه میشود. آثار ترجمهای فقط فارسی است و هیچ اثر هنری جدی و دارای فرم و محتوا ترکی نیست. کارگردانان و هنرپیشههایی که با این شبکهها کار میکنند یا باید با زبان خود خداحافظی کرده و در زبان حاکم به تولید آثار جدی اقدام کنند و یا اینکه دست از زبان خود برنداشته در این زبان بذلهگویی کرده در ابتذال از پیش طراحی شدهای غرق شوند. به عنوان مثال هاشم چاوشی هنرپیشهای بود که میتوانست در آثار فاخر و ماندگاری نقشآفرینی کند ولی در حسرت یک اثر قابل تامل ماند و بازی در آثار درِپیتی چیزی به ارزشهای هنری او نیافزود.
در این وانفسای تحمیلی، ترجمه انیمیشنهای روز دنیا به زبان ترکی که توسط گروه باریش سسی صورت میگیرد، کاری قابل ستایش است و امید میرود این کار از طرف آنها و گروههای دیگر تداوم داشته باشد. این اقدام نشانگر اراده نسل جدیدی است که قصد گذر از چارچوبهای برساخته مرکز دارند.