بعد از این مینوی به نوشتۀ سهیل انور نویسندۀ اهل جمهوری ترکیّه در مقدّمۀ کتاب آلدو میلی نویسندۀ ایتالیایی گریزی می زند. آلدو میلی کتابی در باب علوم عقلی در عالم اسلامی نوشته و از سهیل انور خواسته بود که کتاب مذکور را مطالعه کرده و در بارۀ آن اظهار نظر کند. در حواشی که سهیل انور بر آن کتاب نوشته بود؛ کوشیده بود ترک بودن ابن سینا را اثبات کند. مینوی ضمن تخطئۀ نظر وی، حکم قطعی فارس بودن ابن سینا را صادر می کند:
«سهیل انور بعد از آنکه به خیال خود ترک بودن ابن سینا را اثبات کرده است؛ گفته: پس ابن سینا همه چیز می توانسته است بوده باشد؛ جز ایرانی. و بنده بعد از نقل عین عبارت ابن سینا می توانم بگویم: پس ابن سینا همه چیز می توانسته است بوده باشد؛ جز ترک. » (نقد حال ,ص 146)
مینوی استدلالات و مستندات سهیل انور در باب ترک بودن ابن سینا را نقل نمی کند تا خواننده بتواند قضاوت منصفانه ای در بارۀ نوشته های انور داشته باشد. شاید گفتۀ شود امروز بعد از هزار سال از درگذشت ابن سینا این همه اصرار در باب ترک یا فارس بودن ابن سینا چه گرهی از جایی باز می کند؟ این سؤال درستی است، لیکن این مسئله دو صورت دارد. ما زمانی یک پژوهش صرفاً تاریخی در باب یک شخصیّت معروف روزگاران گذشته انجام می دهیم و می خواهیم در کنار بررسی اندیشه و اعتقادات و آثار زوایای زندگی و احوال او را نیز به عنوان جزئی از یک کلّ تبیین و تشریح کنیم. طبیعتاً در این حالت تعیین قومیّت و زبان و محلّ ولادت و مرگ نیز جزء بخش مهمّی از احوالات شخصیّۀ فرد مورد نظر می تواند باشد. در اینجا نویسنده و پژوهشگر می تواند دو گونه عمل کند. در حالت اوّل بر اساس شواهد و مستندات و باید و نبایدهای عقلی می تواند در بارۀ آن شخص حکم صادر کند و در حالت دوم به جای تکیه بر شواهد و مستندات و عقل، علائق شخصی و قومی را در کارش دخیل گرداند و از انتساب شخصیّت های سرشناس تاریخ به قومیّت و زبان خود، در صدد آفریدن مزایا و ثروت های غیرحقیقی برای قومیّت خود باشد. از اینجا است که مباحثات دامنه دار و بی پایان آغاز می گردد و زمان و توان پژوهشگران در مسیرهایی غیرمفید صرف می گردد. علاقۀ افراطی نویسندگانی چون مینوی و گروه همفکران او به تراشیدن فضیلت های غیر واقعی برای قومیّت فارس به قیمت تهی ساختن خزانۀ تمدّنی و فرهنگی دیگر اقوام ساکن در فلات ایران و نواحی پیرامونی عاملی است که به این بحث های بی سرانجام شدّت می بخشد و موجبات کدورت و نقار را فراهم می سازد.