دكتر خانلري از رجال سياسي ـ فرهنگي دوران پهلوي دوم به شمار مي رود. او نيز به مانند ملّي گرايان افراطي روزگار خود نوشته هايي در ترسيم انديشه و ديدگاه خود در بارة مسائل زباني و هويّت ملّي در ايران به يادگار گذاشته است. بخش قابل توجّهي از انديشه هاي شووينيستي دكترخانلري در كتاب «زبان شناسي و زبان فارسي» به رشتة تحرير درآمده است. اساس انديشة دكترخانلري در اين كتاب بر نديدن زبان هاي تركي، تركمني، قشقايي و عربي از يك سو و شرح و بيان و منحصر كردن زبان مردم ايران به گروه زبان هاي آريايي و به تعبيري هندوايراني از سوي ديگر است. به تعبير آقای حسن راشدي:
« رئيس فرهنگستان ايران دوران پهلوي نيز به تبعيّت از افكار پان فارسيستي، در كتاب «زبانشناسي و زبان فارسي» ضمن برشمردن زبانهاي غير فارسي و محلّي ايران چون كردي، لري، بلوچي، گيلكي، مازندراني، تالشي، دزفولي، سمناني و ... از زبان تركي آذربايجاني، تركي تركمني و عربي كه زبان اكثريّت مردم كشور است؛ سخني به ميان نميآورد. » (ترکان و بررسی تاریخ, زبان و هویت آنها در ایران,راشدي, ص 25 )
مشكل آقای خانلري تنها در نديدن زبان تركي در ايران نيست، بلكه تلاش براي امحاي آن نيز كمابيش در انديشة او راه دارد. عضويّت خانلري در فرهنگستان زبان فارسي از زمان رضاشاه و رياست آن در زمان محمدرضاشاه در حالي است كه همين فرهنگستان نقشي اساسي در تغيير اسامي جغرافيايي ار تركي به فارسي داشت.
بايد توجّه داشت آسيب هاي فرهنگي و زباني شووينيست ها فقط شامل حال زبان تركي و تركان ايران نبوده، بلكه اين گروه به مصيبتي براي همة مردم غيرفارس، حتّي گويش هاي مختلف هم ريشه با فارسي تبديل شده اند و پارسي گرايي ايشان موجوديّت همة زبان ها و گويش هاي غيرفارسي دري را به مبارزه طلبيده است. تفاوت وضعيّت زبان تركي با گويش هاي هم ريشه با فارسي تنها در اعلام رسمی و علنی و تعمّدي بودن انهدام تركي و غيرتعمّدي و اعلام نشده بودن انهدام ديگر زبان ها و گويش ها، به جز فارسي است. با اين وجود نتيجة كار يكي است و در كشور ما سياست هاي اتّخاذ شده در ابعاد فرهنگي و امنيّتي زبان هاي غير فارسي را به سوي نابودي كامل پيش مي برند. دكترخانلري نيز از جملة سلسله جنبانان چنين سياستي در ايران بوده است. او در كتاب «زبان شناسي و زبان فارسي» ، نابودي گويش ها و به تعبير خودش لهجه ها را يك امر طبيعي قلمداد مي كند. لحن و بيان خانلري در اين بخش نشان دهندة آن است كه وي نه تنها از اين امر متأسّف نيست، بلكه اميدوار است كه غلبة كامل فارسي بر ديگر گويش ها سرانجام تحقّق يابد.