- (اخلاق سیاسی در بین کنشگران سیاسی و فعالین مدنی)
و تقسیم بندی آنها
(بخش سوم)
۳- کنش گران سیاسی که عمل سیاسی را تنها راه ممکن برای اعاده حق سیاسی می دانند ولی خود در میدان سیاسی نیستند ،
۴- کنشگران فرصت طلب که معمولا تنها هدفشان مطرح کردن خود است اما به جای طرح خود ، آذربایجان را مترادف آن دانسته اند
۵- نفوذی های از پان ایرانیسم که سیاست سلبی را در پیش گرفته اند یعنی سلب تاریخ ،و شخصیت های که در آذربایجان نماد خود آگاهی تاریخی محسوب ومی شوند.
۶- کنشگران به ظاهر متمایل به دولت تورکیه با ایده پان ترکیسم . با توجه به سیاست دولت ترکیه در حفظ تمامیت ارضی خود ، این افراد هیچ حرکت سیاسی یا فعالیت سیاسی در حوزه عمل ندارند تنها مبلغ محسوب می شوند.
۷-طیف اصلاح گر نا امید،که تحرک سیاسی آنها معطوف به تنقید قدرت و دولت در وضعیت فعلی است برخی از آنها در صحنه میدان عمل هستند با تحرک ضعیف و حسابگرانه ،برخی نیز در میدان قلم هستند.
۸- سمپاتی های آتشی عمل گرا و حاضر در مبارزه سیاسی
امکان دارد گروه های دیگری به لحاظ شخصیتی و گرایش سیاسی باشند که ما از قلم انداخته باشیم . اگر ابعاد فکری پتانسیل این طیف ها را در نظر بگیریم می توانیم به این نتیجه برسیم که چه طیفی ولو با گرایش شخصیتی متفاوت می تواند یاری گر موتور محرکه مطالبات آذربایجان با هر نوع خواستههای متفاوت اعم از فدرالیستی ، استقلال طلبانه ، ... باشند ، چه طیفی به لحاظ سیاسی و اخلاقی قابل طرد و محکوم به نفی هستند ؟
اگر به درستی در تفکیک کنشگران سیاسی موفق بوده باشم و ایرادی بر آن مترتب نباشد می توانیم اصول اخلاقی را در فضای عمومی با لحاظ استراتژی سیاسی به کار بگیریم .
به عقیده بنده گروه های ۱-۲-۳-۴-۷-۸ در راستای اهداف آذربایجان هستند با درجه از ظرفیت فکری ،و تحلیل و نقد مبانی فکری آنها لازم و ضروری است و البته با حفظ احترام ، و بدون اتهامات . در اینجا نقد را نمی توان به اصل بد اخلاقی فرض نمود ،زیرا ما با تفکر فرد یا تشکل ،فضای لازم را برای توسعه سیاسی فراهم می کنیم . برخی از افراد این گروه را با چشم پوشانی از خطا ها و ایرادها می توان اداره نمود . در اصل با در نظر گرفتن ظرفیت میزان حوزه فکری نظری و عملی این افراد آنها را به محک و آزمون کشاند، اما حتی اگر فکر کنیم موردی مشکوک دار هست ،به جای آنکه به بد اخلاقی علیه وی روی آوریم با سیاست بایکوت آن را اداره کنیم . این بایکوت حسناتی می تواند داشته باشد که کمترین آن میزان صبر و تحمل فرد در نشان دادن ماهیت خود است گرچه حتی چندان باورمند نباشد.
اما مورد پان ایرانیسم نفوذی در نوشته های برخی از نویسندگان گاها مطرح می شود اما به صورت کمرنگ و چراغ خاموش مثلا دفاع از برخی جریانها و اشخاصی از قبیل بازرگان ،مصدق ، شریعتی و چپ انقلابی بدون مرزبندی مشخص.