دكترخانلري در نوشته های خود احكام معقولي هم صادر مي كند و برخي ملل و دانشمندان قديم يوناني و عرب را به خاطر بي اعتنايي به ديگر زبان ها و يا تحقير ديگر زبان ها به باد ملامت مي گيرد، ليكن اين ملامت تنها شامل حال ديگران است و نه خود ايشان يا هم فكران ايشان. او در مبحثی با عنوان «زبان و زبان شناسی»؛ با ذکر سوابقی از تلاش های یونانیان، دانشمندان حوزۀ علمی و ادبی اسکندریّه، رومیان و اعراب برای شناخت زبان، در مقام انتقاد از روش کار آنها برمی آید. او در توضح بیشتر مطلب به نوع رفتار و مواجهۀ یونانیان با مسئلۀ زبان هم می پردازد و می نویسد:
« یونانیان با ملّتهای متعدّدی سروکار داشتند که به زبان های گوناگون سخن می گفتند و عجب این است که هیچ اعتنائی به این زبان ها نکردند. اگر ایشان زبان خود را با زبان های همسایگان که بعضی از آنها با یونانی خویشاوندی نزدیک داشت، می سنجیدند؛ بی گمان نتایج گرانبهائی به دست می آوردند. زبان های مادی و پارسی و سکائی و هندی (سنسکریت) با زبان یونان باستان بسیار نزدیک بوده است و از مقایسۀ این زبان ها یونانیان می توانستند به نکات بسیاری در بارۀ خویشاوندی زبان ها و چگونگی تحوّل هر زبان پی ببرند. اگر یونانیان به این فکر افتاده بودند، حاصل کارشان امروز برای ما بسیار ارزش داشت، زیرا که بسیاری از لهجه ها و زبان های هندواروپائی معمول در آن زمان اکنون یکسره از میان رفته و اثری برجا نگذاشته است تا بتوان در بارۀ آنها مطالعه و تحقیقی به عمل آورد. » (زبان شناسی و زبان فارسی، صص 44 ـ 43)
این انتقاد از ملل دیگر به خاطر بی توجّهی به زبان های غیر از خود در حالی اتّفاق می افتد که نویسندگان و اهل زبان ایرانی و فارسی نویس هم در گذشته و حال از همین روش پیروی می کرده اند و بخصوص نویسندگان روزگار معاصر ایران پا را از بی توجّهی فراتر گذاشته و با صراحت تمام از نابودی زبان ترکی با وجود علم بر تکلّم جمع بزرگی از ملّت ایران به این زبان سخن گفته و روی یونانی و عرب و هر مردم زیاده خواه دیگر را سفید کرده اند.