تا بهحال فرصت کردهاید فکر کنید چرا کشورهای شرق آسیا در آرامش، کار و زندگی میکنند؟ هم در داخل به تفاهم رسیدهاند و هم با محیط خارجی. آنها کدام راه را انتخاب کردهاند؟ با توجه به تاریخ و حساسیتهای ملی و هویتی، عموم این کشورها در یک مسیر مطمئن، هم در حال پیشرفت هستند و هم منطقهای به هم تنیده و صلحآمیز ایجاد کردهاند. در عین حال، تنشها و اختلافات خود را دوجانبه و چندجانبه و به دور از هیاهو، مدیریت میکنند.
طبق آمار شش ماه گذشته، ۳۹ بانک چینی، ژاپنی و کره جنوبی، روی هم ۳۷ تریلیون دلار سرمایه دارند. بزرگترین بانک جهان، بانک صنعتی و تجاری چین با ۳٫۶ تریلیون دلار سرمایه است. کره جنوبی با ۷ بانک و دو تریلیون دلار سرمایه در میان ۱۵ کشور برتر دنیاست. در مقابل، ۳۷ بانک آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان، ۳۳ تریلیون دلار سرمایه در اختیار دارند. بزرگترین بانک در میان کشورهای خاورمیانه، بانک ملی قطر با ۱۹۰ میلیارد دلار سرمایه است.
پاسخ به سئوالهای فوق این متن میتواند از زوایای مختلف ارائه شود. اما آنچه مطالعات علمی به ما میگوید از این قراراست: عموم کشورهای آسیایی، به نوعی تفاهم داخلی رسیدهاند. از شینتوها در ژاپن، هندوها در هند، کمونیستها در ویتنام و مسلمانان در مالزی و اندونزی به اندیشههای مشترکی دست یافتهاند.
این اندیشههای مشترک را به صورت تسلسلی در زیر میآوریم:
۱- مبنای تمدن جدید بشری در تولید کالا و ارائه خدمات است؛
۲- تولید کالا و ارائه خدمات به نظم اجتماعی، نظم قانونی و نظم سیاست گذاری وابسته است؛
۳- مهمترین وظیفه حکومت و دولت ایجاد و حفظ این نظم است؛
۴- تولید کالا، برای یک ملت، ثروت و امکانات را به ارمغان میآورد؛
۵- در نظم داخلی، سیاستهای اقتصادی، تجاری و بانکی باید برای داخل و خارج کاملا شفاف باشند؛
۶- در نظم داخلی، رقابت برای عموم آزاد و دستگاه قضایی حامی بازار و رقابت باشد؛
۷- در مراحل اولیه، این نظم و حفظ آن الزاماً محتاج دموکراسی نیست؛
۸- این نظم اجتماعی و اقتصادی، به تدریج جامعه مدنی را تقویت میکند؛
۹- این نظم، آرامش، امنیت و در نهایت مشروعیت میآورد؛
۱۰- این نظم در شبکه مالی، تجاری، فنآوری، اقتصادی و یادگیری بینالمللی بارور شده و تکامل پیدا میکند.
نمونههای این نظم: چین، ویتنام، اندونزی، مالزی، سنگاپور، کرهجنوبی، و با مقیاسهای مختلف بقیه آسیاییها.
کشورهای آسیایی، مرزها و بازارها و تجارت و یادگیری را به روی هم باز کردهاند و در نتیجه خطرهای کمتری متوجه آنهاست. این نکته را مقایسه کنید با آمار خرید اسلحه در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس: طی ۱۱ سال گذشته، ۷۲۸ میلیارد دلار. این یعنی ۷۲۸۰۰۰ شغل دائم در اروپای غربی و آمریکای شمالی. در حالی که آسیاییها به عدالت، امنیت، استقلال ملی و مشروعیت، اقتصادی و اجتماعی نگاه کردهاند، در خاورمیانه صرفاً به فکر و عمل سیاسی توجه شده است.
روش فکرکردن و واقعی تحلیلکردن خود نعمتی است. فهمیدن دقیق و با حداقل پیشفرضِ وقایع پیرامونی، نعمتی بزرگتر. چه ارتباط جالب علمی: میان خودنمایی، نمایش، خود بزرگبینی و اغراق از یک طرف و سیاسی بودن، همه چیز را سیاسی دیدن، راه حلها را سیاسی دانستن و سیاست زده بودن از طرف دیگر. هر دو نیاز به اغراق، خود بزرگبینی، نمایش و تئاتر دارند. شرط دوم دقیق تحلیل کردن و روشنبینی، دوری جستن از عصبانیت در تحلیل است. تبریزیها اصطلاح خوبی دارند: میگویند بگذارید مدتی بگذرد، موضوع را خوب بفهمیم و درک کنیم و بعد قضاوت کنیم. تابهحال دیدهاید که خانم مرکل، با عصبانیت سخنرانی کند؟ خشم معرف فقدان اعتماد بهنفس، استیصال، به ستوه آمدگی و ناراحتیهای انباشته شده است. سخنرانان خاورمیانهای چه در مجامع بینالمللی و چه در کشور خودشان عموماً با عصبانیت، سخنرانی میکنند، ضمن اینکه ۷۴ درصد خشونت در جهان در این منطقه است. خُروشچُف تا آنجا پیش رفت که در حین سخنرانی، کفش خود را بر تریبون مجمع عمومی سازمان ملل میکوبید. در مقایسه، امروز آرامش وزرا و مقامات چینی، سنگاپوری، ویتنامی و اندونزیایی را تماشا کنید.
این کشورها چون توانا هستند، آرامش دارند و نیازی نیست عصبانی شوند. برای این نویسنده طی سالها چهار بار اتفاق افتاده که با فردی گفتوگویی داشتم و بعدها متوجه شدم آن فرد در شیمی، فیزیک یا اقتصاد جایزه نوبل برده است. در حالی که طی چندین ساعت گفتوگو، این افراد هیچ اشارهای یا اَدایی که مخاطب را متوجه نوبل کند از خود بروز ندادند. توانایی، آرامش و اعتماد بهنفس میآورد. فرد یا کشوری که توانایی دارد نه عصبانی میشود و نه خیلی تبلیغ میکند مثل اتوموبیل مرسدس بنز است. نمایش و اغراق، ضعف است.