دیشب خانمی از ایران برایم پیام فرستاده بود که دانشجوی مقطع دکتری است و درباره توسعه اقتصادی ژاپن پژوهش میکند.
خواسته بود به چند سئوالش پاسخ دهم تا شاید به کارش بیآید. سئوالات در واقع پرسش چهل ساله ایران بود: چرا ما ماندیم و ژاپن پیشرفت کرد؟ واقعیتش ماندم که چه برایش بنویسم. چون اساسا جواب به این پرسش بود که من را به ژاپن کشاند و از چاله به چاه اندخت. هم هنوز جواب درست و درمانی برایش نیافتم. آن چه به ذهنم رسید را بدون هیچ داوری خاصی این جا هم مینویسم تا شاید به کار آید.
- ژاپن را نه صنعت نفت ژاپن کرد و نه منابع طبیعی. در گام اول شرکت های خدماتی و در گام دوم شرکت های تولیدی بودند که ژاپن را ژاپن کردند. بیجهت نیست که بسیاری از ابرشرکتهای خدماتی ژاپن، عمری حتی تا 150 سال دارند.
- در ژاپن آموزش چه در مدارس و چه در دانشگاهها بر اساس تربیت انسان و عارف و سرباز وطن و تقوا و حکیم الهی نیست، کل نظام آموزشی تنها یک هدف دارد: تربیت نیروی انسانی برای کار در همین ابر شرکتها.
- تاسیس شرکت در ژاپن به معنای مشارکت کاری با دولت (سوپر شرکت) است، در ایران عموما به معنای درآمدزائی فردی (به همین سبب هم هست که شرکتهای ما عمر طولانی مدت ندارند).
- در ژاپن دردها و مشکلات جامعه در نظامهای فلسفی-فکری جستجو نمیشود، اساسا همه امور تعریف مکانیکی دارند و به جای پرسش از "چرا"، همه پرسشها بر اساس "چگونه" و "چطور" است.
- ژاپن پادگانی است به وسعت یک کشور، اما ایران دارد میکوشد تا کشوری شود به وسعت یک پادگان.
- در ژاپن حفظ گروه که در نهایت بزرگترین گروه خود کشور است در اولویت است و در ایران حفظ فرد و خانواده.
- ژاپن نظام تحلیل متن است، ایران نظام انتقاد از متن.
- ژاپن به دنبال حل مسائل خود است، ایران به دنبال حل مسائل جهانی.
- در ژاپن شرکتها دست در جیب مردم دارند، در ایران افراد...
- ژاپنیها اهل سکوتاند و جمع کردن اطلاعات، ایرانیان اهل حرفاند و دادن اطلاعات.
-ژاپنیها برای حفظ منافع دنبال بستن روزنهها هستند و ایرانیان دنبال دورزدن روزنهها.
- و خیلی چیزهای دیگر. در نهایت میماند انسانی برزخی که میان جهان خاموش ژاپنی و پرچالش ایرانی سرگردان می ماند ...