مبنای 1: رفراندوم
مردم صاحبان اصلی کشورند و مقامات نظام ج.ا.ا. باید مصالح و منافع کوتاه مدت و بلندمدت آنها را رعایت کنند (و کرده باشند) و چه کسی بهتر از خود مردم برای ارزیابی؟
آرا مردم در یک رفراندوم، نظرات آنها در مورد مصالح و منافعشان و نیز جهتگیریهای کشور را بخوبی بیان و مستند میکند و بصورت تلویحی عملکرد نظام و مقامات را ارزیابی میکند.
مبنای 2: اصول و اهداف قانون اساسی
قانون اساسی برای ارزیابی ج.ا.ا. بهترین مبنای ممکن است چون جایگاه حقوقی والایی دارد و توسط همین نظام نوشته شده و طبق استانداردهای همین نظام با رای مردم تصویب شده لذا مناقشه در مورد جایگاه آن توسط مقامات داخل نظام به هیچ وجه قابل قبول نیست.
اگر عملکرد ج.ا.ا. و مقامات در مقایسه با اصول و اهداف قانون اساسی قابل قبول باشد، در آن صورت صدای مخالفان قانون اساسی چندان شنیده نخواهد شد.
قانون اساسی ج.ا.ا. در سطح حقوق فردی، حقوق اجتماعی افراد و تشکلها، و نیز مناسبات حکومتی اصول روشنی دارد که می توانند مبنای ارزیابی در زمینه مرتبط باشند. مثلا:
>>> آیا ج.ا.ا. در تامین منابع لازم برای تحصیل مجانی افراد در سطح ابتدایی و متوسطه چقدر موفق بوده است؟
>>> در تامین منابع لازم برای تامین سلامتی افراد در سطح استاندارد؟
>>> تامین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی مصرح در قانون اساسی؟
>>> و ...
مبنای 3: اهداف و شاخصهای قابل استخراج از دین اسلام
اگر علما و فقهای اسلام مجموعه نسبتا مدونی از اهداف و شاخصهای اسلامی ارائه کرده باشند، میتواند یک مبنا برای ارزیابی عملکرد ج.ا.ا. نسبت به تعالیم و اهداف دین اسلام باشد. مثلا:
>>> واجبات دینی چقدر انجام می شوند؟
>>> حرامها و گناهان کبیره چقدر در جامعه رواج دارند؟
>>> آیا سطح فقر و سطح نابرابری اجتماعی بالاتر از حد مجاز در دین اسلام است یا کمتر از آن؟
>>> آیا روابط خارجی و نیز تنشهای خارجی موجود با کشورهای مسلمان و غیرمسلمان، در محدوده مجاز در دین اسلام است یا نه؟
>>> و ...
مبنای 4: اهداف برنامههای توسعهای
اهداف و شاخصهای ذکر شده در برنامه های پنج ساله توسعه ای (اول تا ششم) مبنای خوبی برای ارزیابی عملکرد ج.ا.ا. هستند چون این برنامه ها هم حاوی اهداف کلان اند که انعکاس نظرات و برنامه های مقامات ج.ا.ا. هستند و هم حاوی اهداف کمی قابل سنجش.
این برنامه ها مثل پلیاند بین آرمانها و شعارهای عمومی مقامات با واقعیت تصمیم گیری نظام ج.ا.ا. در سطوح مختلف.
آیا اهداف متعدد ذکر شده در برنامههای مختلف چقدر محقق شدهاند؟
مبنای 5: گزارش "توسعه انسانی" سازمان ملل
شاخصهای متعدد "توسعه انسانی" سازمان ملل، مبنای خوبی برای مقایسه عملکرد است و امکان فراتر رفتن از حلقه "خودمون چکار می خواستیم بکنیم؟ عملا چقدر موفق بودیم؟" را فراهم می کند.
با مرور وضعیت کشورهای نسبتا مشابه مسلمان و غیرمسلمان در طول 30-40 سال اخیر، می توان میزان موفقیتهای ج.ا.ا. نسبت به کشورهای مشابه را مشاهده کرد.
مبنای 6: مقایسه با یک/ چند کشور نسبتا مشابه
احتمالا ترکیه یکی از مشابه ترین کشورها برای مقایسه است چون تفاوت جمعیتی، فرهنگی و مذهبی، جغرافیایی، تاریخی، سطح توسعه و ژئوپلتیک آن با ایران بیشتر از سایر کشورها نبوده. بعلاوه طی 17 سال اخیر نیز حزبی اسلامگرا در آن حکومت کرده است. لذا حداقل مقایسه مسیر و دستاوردهای دو کشور در همین 17 سال اخیر بخوبی ممکن است.
مبنای 7: مقایسه با کشورهای رقیب/ دشمن
>>> آیا موقعیت داخلی و خارجی مثلا اسرائیل (که اغلب مقامات ج.ا.ا. متناوبا بر دشمنی با آن تاکید کرده اند) در طول 30-40 سال اخیر چقدر تغییر کرده؟
>>> و موقعیت داخلی و خارجی خود ج.ا.ا. چقدر تغییر کرده؟
اگر میزان موفقیت کشورهای رقیب/ دشمن در مقایسه با ما زیاد باشد، به معنای تضعیف نسبی ما در میدان رقابت/ مبارزه با آنهاست و برعکس. یعنی موفقیت داخلی ما نسبت به اهداف و برنامه های خودمان لازم است ولی کافی نیست.
مبنای 8: چشم انداز 1404
هر چند برنامه های توسعه ای پنج ساله، اهداف کمی قابل مقایسه زیادی دارند ولی اهمیت چشم انداز 1404 در این است که نه تنها شامل دوره زمانی بیشتری است بلکه اهداف مقامات ج.ا.ا. را با انسجام بیشتر و در سطح کلان تری بیان کرده است. مقایسه عملکرد ج.ا.ا. در مقایسه با اهداف ذکر شده در چشم انداز 1404 نیز حاوی درسهای دیگری است.
مبناهای فوق، مبناهای مدون و قابل استناد برای ارزیابی عملکردند. به مبناهای دیگر نیز میتوان اشاره کرد ولی اگر مدون نباشند چندان قابل اتکا و قابل استناد نخواهند بود.