یوخاری

نقد وبررسی «فردوسی در نگاه جلال الدین همای»

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
نقد وبررسی «فردوسی در نگاه جلال الدین همای»

در افاضات زیر تأمل کنید:

"بی اعتنایی به شاهنامه و ایجاد خلل و سستی در ارکان ومبانی شاهنامه...به هر عنوان ...در معنی این است که تیشه به ریشه زبان فارسی و بنای ملیت و قومیت ایرانی زده و مفاخر دیرینه #عالیترین_نژاد_ بشری را از هم پاشیده و نابود کرده باشند."

"شاهنامه آیینه تمام نمای روح #نژاده_اصیل ایرانی است."

"شاهنامه نوسازی جهان بشریت است."مقالات جلال الدین همایی.ج۱
این ها رشحات قلم حضرت علامه جلال الدین همایی در تبجیل و تکریم یک اثر ادبی است.بسامد ترکیب "نژاد اصیل ایرانی" به عنوان قوم برگزیده، در مقاله ایشان چشمگیر و در خور تأمل و تأسف است.بعید می دانم حتی آلفرد روزنبرگ،تئوریسین نژادی حزب نازی،_که عاشق گوته بود_ در تمجید از آثار هنری گوته و واگنر این قدر دست و دل بازی کرده باشد.در این مقاله جلال همایی به کرات و بی محابا کلمه"نژاد اصیل"را برای ایرانیان به کار گرفته است.طبعا ایجاب اصالت و نژادگی برای یک قوم،از استلاب این صفت از دیگر ملل و اقوام حکایت دارد و به نوعی پای منحوس نژادگرایی و حتی نژادپرستی را به میان می آورد.این ها نظرگاه های کسی است که در زیٌ و کسوت روحانیان بوده است.حال سخن بر سر این است که وقتی حدوث یک ساختار ایدئولوژیک ِ شوونیستی در دوره رضاخان پهلوی،این قوه را داراست که حتی افکار شخص معممی مانند ملک الشعرای بهار و شخصیت مجتهدی مانند همایی را تا بدان حد آغشته و آلوده سازد؛که بر خلاف ترویض و تربیت دینی خویش به این وجه، از تخمه و نژاد داد سخن دهد؛آن وقت می توان قیاس کرد که محققان و روشنفکران سکولار و شوونیستی مانند ذبیح بهروز و محمدمقدم و تندرکیا و هدایت و...

چه مایه از عصبیت و روسمانتالیسم(کین توزی)را در آستین خود پرورده اند.ظاهرا نژادگرایی و آلمان دوستی! و اساخیفی مانند نژاد آریا،در دوره پهلوی اول چنان به نرم و هنجار و مذهب مختار روشنفکران ایرانی بدل شده بود که حتی بدون تصور مفهومش آن را مورد تصدیق عقلی قرار می دادند و کاربست ِاین واژه و مترادفاتش جزء عادات متعارف بوده و هیچ قبحی بر آن مترتب نبوده است.روشنفکران دیوانی پهلوی که مظنه بازار دستشان آمده بود در این سودا و در ضدیت با اسلام و ترک و عرب و مغول،مفاخرات و مجعولات غثیان آوری سرهم می کردند و به خورد عوام می دادند و این گونه می نمودند که؛ما پسر عموی نژادی همان رایش سوم هستیم که با پذیرش اسلام روی در تراجع آورده ایم.بی علت نبود که مجله مصور"ایران باستان" که با نقش صلیب شکسته منتشر می شد؛پر فروش ترین مجله آن روزگار بود.با شکست آلمان و فروکش کردن تب تز نژاد برتر در اروپا،آلمانی های سر به راه شده به تعبیر داریوش شایگان شروع به سم زدایی از جامعه نژادپرستشان کردند.حتی کتاب "نبرد من" هیتلر به دلیل نفرت پراکنی اش تا همین دو سال پیش در آلمان اجازه چاپ نداشت در حالی که همین کتاب در ایران،،رنگین و سنگین به طبع های متعدد می رسید.

روشنفکری ما نه تنها جامعه فکری اش را سم زدایی و نفرت کشی نکرد بلکه همچنان در این کوره دمید و این آتش را تیزتر کرد و این آریا_اهورا بازی های پوچ و فاقد آنتولوژی را به دوره پهلوی دوم و حتی به پس از انقلاب کشاند تا آن را عدیل و بدیل فرهنگ اسلامی سازد.بدین ترتیب نسل ما دچار "اسکیزوفرنی فرهنگی" و از خود بیگانگی مضاعفی گردید که ماحصل مساعی روشنفکران و ایران نشناسان ایرانی و غربی است.داریوش شایگان جنم آن را داشت که در اواخر کار و در معاتبه ای، به روشنفکران فاش بگوید که؛آقایان! همگی گند زدیم!حال می گوییم:سلٌمنا.شما به قصور خود خستو شدید اما کافی نیست و باید از این همه گزافات و قاذورات گندزدایی شود.آن که این شتر را بالای بام برده خودش نیز فروآورد.

تاریخ
2020.02.12 / 12:11
مولف
مهدی نصیری
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla