Axar.az
یوخاری
2 اییول 2020


ایرانیت و زبان فارسی

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

سید حسن تقی زاده از روشنفکران دوره رضاشاه با مستثنی کردن زبان فارسی، ایرانیت را در غرب زدگی تعریف می کرد* . این مسئله از این جهت حائز اهمیت است که روشنفکران آن دوره چندان با ماهیت استعماری غرب کاری نداشتند .در واقع وقتی رضاخان با شرکت انگلیسی قرار داد نفت را امضا نمود هیچکدام از آنها علیه شاه موضع نگرفتند.

براساس این قرارداد 60 ساله سهم ایران تنها 16درصد بود سر سپردگی رضاشاه و روشنفکران به دولت انگلیس ماهیت هرگونه اعتراض به این واقعیت ننگین را از بین برده بود لذا ناسیونالیسم رضاخانی تنها جنبه ضدیت با جریانهای حاشیه ای کشور را داشت . در اواخر سلطنت وی نیز رویکرد سیاسی ایران به دولت آلمان ناشی از احساس تغییر قدرت در سطح جهانی بود نه استقلال فکری رضاشاه .

وقتی در شهریور بیست فضای سیاسی ایران تغییر یافت ،رضاخان به همان نقطه ای سقوط کرد که از آن برخاسته بود . در دوره محمدرضا شاه نیز ،باز ایرانیت به همان روالی رفت که در دوره پدرش رفته بود ، بدین معنا ناسیونالیسم پهلوی جدیتی برای مقابله با مداخله غرب در ارکان سیاست خارجی نداشت برخلاف دولت ترکیه که میهن پرستی آن از همان دوره آتا تورک هم معطوف به سیاست داخلی و هم خارجی بود. حوادث 15خرداد چهل و دو و وقایع بعدی عنصر مذهب را به عنوان الترناتیو مبارزه با دخالت غرب وارد سیاست نمود ، اسلام ایرانی به تعبیر هانری کربن دارای وجه و وجوهی از مذهب اسلامی بود که رنگ و بوی ایرانی نیز در آن متجلی شد امثا ل چون شریعتی ، حسن نصر با تعبیر دگرگونه از اسلام و خصوصا تشیع برخی از بافته های فرهنگی ایران از جمله تصوف ایرانی آمیخته با زرتشتیسم را وارد آن کردند . وقتی انقلاب 57 به وقوع پیوست زبان فارسی در قانون اساسی از حد یک زبان ملی به یک زبان رسمی تقلیل یافت و مفهوم ملت که از دوره رضاشاه بلاتکلیف مانده بود به حد مردم تنزل مقام یافت .اما اینها صورت قضایا بود طولی نکشید که روحانیت تمامی آنچه را که شریعتی اسلام ایرانی می نامید پذیرفت و عنصر ملی مذهبی ساختار سیاسی کشور را تشکیل داد .و تکنوکرات های یقه بسته باستان گرایی و زبان فارسی را به همان جایگاه قبلی ارتقا دادند .

بدین گونه ایران با دوعنصر خاصی که در طول یکصد سال اخیر خود را تکوین می نمود به ظهور رسید اولی زبان فارسی به عنوان تعریف ملت و دومی تشیع ایرانی به عنوان ماهیت امت . آنچه در این میان مغفول و مظلوم ماند ملیت ها و اقوامی در داخل ایران بودند که ناچارا مجبور شدند ، تن به ماهیت این دو عنصر بدهند.

منابع :

*-مجله کاوه ، شماره یک ، 22ژانویه 1920

-این تفکر زاده اندیشه شرق شناسان غربی و شخص هانری کربن بود. کربن شاگرد هایدگر بود وی تفکر شیخ اشراق را تصوف ایرانی متاثر از ذرتشت می دانست بعدها سید حسن نصر و خود علی شریعتی با الهام گیری از وی و شخص ماسینیون تشیع را حاصل برخورد روح آریایی با روح سامی می دانستند

تاریخ
2020.02.18 / 10:17
مولف
بهنام کیانی اجیرلی
شرح لر
دیگر خبرلر

سو سپیلمه‌میش کوچه‌لر گؤزو یاشلی قالدی

"فساد در نظام دانایی" امری فرعی است

کاوه بیات وکردهای آذربایجان

ائشیت نوروزعلی

صمد بهرنگی در آزمون تاریخ

تئوریهای دکتر محمود افشار در محو زبانهای اقوام ایرانی

«دوست از دست‌رفته‌ی بچه‌ها»

چاغیمیزین ان گرچک‌جی ناغیلچی‌سی صمد بهرنگی...

نویسنده در بخش سپاسگزاری از پروفسور جان زیگلر

خاطرات و خطرات

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla