تصمیم گیری پیرامون نحوه ی «تعامل یا تقابل» با مخالفان یا منتقدان سیاسی یا تصمیم برای کنترل وایجاد محدودیت ویا دستگیری و شکنجه یا محبوس ومحروم نمودن از حقوق اجتماعی «یک جریان سیاسی وفکری» در کشور، یقینا وقطعا از مراکز مهم وحساس قدرت کشور صادر میگردد!
از «شورای عالی امنیت ملی» تا«مرکز استراتژیک ریاست جمهوری» تا «مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام» یا «شورای عالی انقلاب فرهنگی» «مرکز پژوهشهای مجلس» و«مرکز بررسی های استراتژیک وزارت اطلاعات» وارگانها ونهادهای دیگری که در وزارت کشور و وزارت امورخارجه و...متمرکز هستند نمونه هایی از این مراکز تصمیم ساز سیاسی کشور هستند!
این مراکز از حساس ترین وکلیدی ترین مراکزی هستند که در امر تصمیم گیری پیرامون مهمترین واستراتژیک ترین موضوعات مختلف در کشور دخیل هستند وپیرامون آنها تصمیم گیری میکنند! به گونه ای که به جرات می توان گفت وضعیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی موجود کشور
نتیجه تصمیاتی هست که این مراکز فکری از اول انقلاب در طول این سالیان پیش پای نظام قرار داده اند!
بنده یقینا بدنبال تضعیف نهادهای تصمیم ساز نظام نیستم بلکه هدف اصلی بنده از طرح این موضوع آنست که، خروجی تصمیمات این «مراکز راهبردی» _بعد از گذشت چهل و یک سال از عمر انقلابی که با ۹۸ درصد کار خود را آغاز کرده بود_ را به عینه میبینیم!
جالب تر اینکه این نهادهاو مراکز « از مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت تا ریاست جمهوری و وزارت اطلاعات» تا چند سال پیش در ید یک جریان خاص و به عبارتی دست اعوان و انصار هاشمی رفسنجانی ها و رحیم مشایی ها بوده است وبا وجود کوتاه کردن دست این آقایان از این مراکز باز متأسفانه تفکرات فاشیستی وشونیستی این جریان بر این مراکز حاکم است ودر بسان سابق بر همان پاشنه میچرخد که با همان تفکر پایه گذاری گردیده است وتغییر چند مهره هیچ تغییری موثر در سیاست های این مراکز ایجاد نکرده است !
می توان به راحتی از نظام تعریف نمود ودر دکان تملق را گشود وبه تمجید از سرتا پای نظام نمود اما سالهاست که دیگر کار از این حرفها گذشته است...
اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی کشور خود گویای همه چیز هست...
مرحوم استاد شهریار در اواخر عمر خویش با چشمانی اشکبار در توصیف وضعیت کهولت وپیری خود چنین میگوید:
شعر میگم اما نمیتونم بنویسم...
الان وضعیت کار نظام بدینجا رسیده است!
نفت میفروشه نمیتونه پولش رو بگیره!
انتخابات مجلس برگزار میکنه اما نمیتونه رای بگیره!
برای آرام کردن مخالفان متأسفانه به خشونت متوسل میشود!
ویروس کرونا، دولتمردان حتی زنان دولت ومجلسیان وروحانیون را بر زمین زده است. در این شرایط تکلیف ملت خود به خود روشن است...
نرخ «سیر» زمان برداشت ۷۰۰ تومن بوده در طول شش ماه به ۷۰۰۰۰ هزار تومان رسیده است!
پیاز هم که در بازار ساز ۷۰۰۰ تومنی خود را مینوازد!
سنجش نرخ تورم در کشور از «درصد» گذشته و به «درهزار» رسیده است!
کسانیکه توان کنترل ومدیریت «نرخ سیر» را ندارند آنها را چه به «سیاست»؟!
از این موارد دیوان ها میشود نوشت...
به لطف تصمیمات این مراکز تصمیم ساز و «دنکیشوتهای نشسته در اتاق فکر» این مراکز راهبردی وحل «دن کیشوت وار» مشکلات کشور امروز میبینیم که...
اقلیتهای دینی وقومی ناراضی هستند.
نارضايتي ملی به اوج خود رسیده است.
روسای قوا جملگی مقهور یا منفور!
رهبران دیروز نظام، منتقد نظام سیاسی امروز کشور شده اند!
تداوم این روند بلاشک در آینده کشور را به دست افراطیون گرفتار خواهد ساخت!
این نادانیها ، نابخردیها ، دوستیهای تهی از دانایی کشور را به سمت سوی پرتگاه و باتلاق میکشاند!
نگذاریم از طریق دوستان نادان و چاپلوس خود تیشه به ریشه اصول و آرمانهای انقلاب زده شود. ایمان داشته باشیم که هنوز میشود و ما میتوانیم کشور را نجات بدهیم!
کلام آخر...
با نگاهی به کارنامه ی مراکز مهم و استراتژیک کشور به راحتی میشود چنین گفت که مصوبات و تصمیمات چندین و چند ساله ی این مراکز «راهگشا» نبوده بلکه بیشتر ایجاد «بن بست» هایی کرده است که گشودن آن به سهولت میسر نمیشود! نهایتا یک خانه تکانی در این مراکز ضروری و حیاتیست نه صرفا خانه تکانی سطحی و فیزیکی، بلکه نیازمند تحولی عمقی و فکری وبنیادین است...
بایدمشی ها و روشها را تغییر داد نه منشی ها را...
با دستگیری «کریم پهلوان» و «علیرضا فرشی» و تداوم حبس «لطیف حسنی» مشکل کشور حل نخواهد شد! بلکه موجبات تنفر اجتماعی را فراهم خواهد ساخت!
آریایی ترسم نرسی به پاسارگاد و تخت جمشید.
این ره که تو میروی یک سر به تاجیکستان یا نهایت افغانستان است...