امروزه، صدا و سیما و دنیای مجازی پر است از اخبار کرونا و راههای جلوگیری از آن و دستها را با صابون مدام شستن و ماسک زدن...
رفتم برای بچه ها دو تا ماسک بخرم اما در این شهرِ چسبیده به پایتخت،بیش از بیست داروخانه سرزدم نتوانستم حتی یک ماسک پیدا کنم جناب دکتر فرمودند بروید به مغازه های ابزار فروشی شاید آنجا پیدا بکنید! رفتم چند تا مغازه ابزار فروشی و رنگ و روغن...را گشتم آخر سر دو عدد ماسک ناقابل البته با قیمت چندین برابر(!) پیدا کردم ماسکها را که بدست گرفتم چنان احساس فتح و پیروزی میکردم که انگار کرونا را ریشه کن کرده و ضربه ای اساسی بر خایه خصم یعنی کرونا وارد ساخته ام!
یاد این هندونه فروشیهای پشت وانتها افتادم که در شب چله یک مرتبه قیمت هندونه را ده برابر کرده و هندونه هر عدد را مثلا پنجاه هزار تومان می فروشند چون میدانند مردم برای شب چله هندونه خواهند خورد. اما عجیب اینکه برخی از این مردم،عین همان معامله هندونه را با ماسک هم میکنند و نمیدانند که«این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست»! چرا که در اینجا سلامتی و بیماری همگی ما چنان به همدیگر وصل است که این ویروسِ پدرسوخته اصلا خودی و غیرخودی نمی شناسد! و وقتی به محله ما و یا خانه همسایه ما وارد می شود یعنی اینکه، یک قدم به ما و فرزندان ما نزدیکتر شده. یعنی باید در این مواقع حداقل، سلامتی همسایه و یا تمام مردم به اندازه سلامتی خودمان مهم باشد و بجای اینکه به فکر پول باشیم باید به فکر کمک شان باشیم... اما چه میتوان کرد؟
انگار برخی از این مردم بقول سيدابوطالب صدرالذاكرين، جن دارند البته جنِ گرانفروشی! جن سو استفاده از بدبختی همدیگر!. مخبرالسلطنه هدایت مینویسد:« سيدابوطالب جن هم ميگرفت و پيش زنها احترامى داشت روزى باتفاق ظهيرالدوله مرشد بديدن سيد رفتيم وارد شديم ابدا اعتنا و خوش باشى نكرد متوجه زنى بود كه آمده بود آقا جن اش را بگيرند، تا چند نوبت دست در سينۀ آن زن كرد و گفت جن تو خيلى حرامزاده است در ميرود و مستمر تجديد میكرد تا آخر جن را از بغل آن زن گرفت در شيشه اى كرد، درش را محكم بست، آن زن كه پاى درگاه حياط ايستاده بود يك اشرفى روى آستانه گذارد و رفت، آنگاه آقا رو به ما كرد برخاست تواضع كرد خادمى را خواند و سفارش شربت و شيرينى داد، ظهيرالدوله گفت اين ديگر چه بازى است؟ گفت اين مردم جن دارند بعضى را شما ميگيريد بعضى را هم من، پس بگذارم همۀ جنها را شما بگيريد»(خاطرات و خطرات...ص۸۸)
نادرشاه زمانی که به قدرت و شوکت رسید از آوازه «سید هاشم خارکن» از عرفای مشهور زمان بسیار شنیده بود که برای امرار معاش اش خارکنی میکرد نادرشاه پس به دیدار او رفت و بدو گفت:
«شما همت زیادی کردید که از دنیا گذشتید»
سید هاشم هم در پاسخ گفت:
«شما همت زیادی کردید که از آخرت گذشتید»!
البته در بالا به قیمت چند برابر ماسک اشاره کردم اما به قیمتهای مایع ضدعفونی کننده ، الکل و یا مخصوصا دستکش اشاره نکردم که حتی امروزه ده برابر شده و همه اینها نشان می دهد که در این فقره ها،همت ما چندین برابر همتِ مرحوم نادرشاه بوده است! همت سوءاستفاده از هر فرصت و موقعیت، برای پول در آوردن...!
به نظر می رسد آنچه برای ما بیش از حد خطرناک است کرونا یا گرانی ... نیست بلکه، دروغ و سوء استفاده از هر فرصت و موقعیت است...