معلمی بازبان فارسی اما با«لهجه ی ترکی» برای آموزش،شاگردهای خود را مورد خطاب قرار میدهد که«من آیلاند هستم،هرکی آیلانده به من بگه...»
همین یک پیام صوتی بهانه ای شد تا پیام ایشان در فضای مجازی پخش گردد ومورد تمسخر قرارگیرد!
ظاهرا خانم معلم مزبور از روستاهای اطراف شهرستان آستارا هستندوحسب احساس مسولیتی که داشتند سعی نموده اند که در این شرایط وانفسا که از بالاترین مدیراجرایی کشور تا مدیران رده پایین شهرستانی که در بلاتکلیفی و بی برنامگی غرق شده اند خود طرحی نو درانداخته و آموزش را با شاگردان شروع کند.
جملگی میدانیم که ایران سرزمین ملتها و اقوام مختلف است ونژادها و اقوام مختلف با زبانها وگویشهای فراوان را در خود جای داده است!
زبان فارسی تقریبا زبان ۲۰الی ۲۵ درصد جمعیت کشور است و الباقی جمعیت کشور به زبانهای مختلف ترکی قریب به ۴۰ الی ۵۰ درصد اعم از ترکهای آزربایجان و قشقایی های شیراز واصفهان و ترکهای افشار خراسان و ترکهای ترکمن در شمال کشور و شاهسونهای ساوه واراک و تهران وقم و شهر ری و کرج و اسلامشهر و رشت و...و کردزبان ها وگیلک و مازنی و لری وبلوچ و عرب و تالش وتات..تشکیل داده است!
زبان فارسی درعصر رضاخان توسط شونیست هایی چون محمد علی فروغی ها ومحمودافشار یزدی ها و..در کشور به اجبار رسمیت یافت!
ودر کنار آن سیاست نابودی دیگر زبانهای غیر فارسی در برنامه های فرهنگی و آموزشی دولت قرار گرفت!
پس از پیروزی انقلاب روند«سیاست تک زبانی»فارس محوری در کشور چند ملیتی همچنان تداوم یافت!
با وجود اینکه اصل ۱۵ و۱۹ قانون اساسی،دولت را مستندا به مشروح مذاکرات مصوبه ی قانون اساسی مکلف به آموزش زبان های غیرفارسی اعم از ترکی و کردی و گیلکی وعربی و..در مدارس ودانشگاه هانموده است! هیچکدام از دولتها اقدام موثری برای عملی نمودن این اصول مصرح قانون اساسی ننمودند!
جالب است که بدانیم که زبان ترکی فقط در یکی و دواستان به عنوان زبان اکثریت گویشوران استانها نیست دربقیه ی استانهای کشور زبان ترکی پراکندگی و گویشور دارد اما زبان فارسی در نصف استانهای کشور گویشور ندارد! وبا کمال تعجب زبان فارسی را زبان رسمی کشور اعلام کرده اندو تدریس زبان ترکی را ممنوع!
این درد خانم معلم درد مشترک تمامی شهروندان غیر فارس کشور است!اعم از مهندس و و قاضی و پزشک و..جملگی براین درد گرفتاریم!
نظام آموزشی غلط وناصحیح کشور بیش از نصف شهروندان کشور را با چنین ناهنجاری مواجه ساخته است!
از نطق ها وسخنرانیهای جناب نادر قاضی پور یا دیگر نمایندگان ترک گرفته تا نوع سخن گفتن مرحوم علامه محمد تقی جعفری که تقریبا همگی به یاد داریم که با وجود تسلط کامل بر زبانهای انگلیسی وآلمانی وفرانسوی با لهجه ی غلیظ ترکی سخن میگفتند که حسب فرمایش خودشان میخواستند همه بدانند که ایشان با افتخار ترک هستند.
گویای همین حقیقت تلخ است!
به یاد دارم ابراهیم نبوی طنز نویس اصلاحات یک مدت کارش فقط تمسخر لهجه ی مرحوم حجت الاسلام حسنی بود!
اکبر عبدی هنرمند وبازیگرسینمای کشور قریب به۶۰سال است که به فارسی فیلم بازی میکند اما همچنان لهجه ی ترکی ایشان از هزار فرسخی پیداست!
از این موارد بسیار است.
آنچه امروز باید مورد تمسخر قرار گیرد نظام آموزشی وفرهنگی غلط و پوسیده ی کشور است که بخش اعظم شهروندان کشور را از حقوق ابتدایی خویش محروم و نگاه فاشیستی پان فارسی را در آن حاکم ساخته است وتدریس وآموزش به دیگر زبانها را خط قرمز میخواند«بطحایی وزیر وقت»و طرح نژادپرستانه ی بَسندگی زبان فارسی را اجرایی میسازند!
به وضعیت حقوق معلمان رسیدگی نمیشود به گونه ای که حقوق معلمان و فرهنگیان حداقل ترین حقوق در کشور است!
در صورتی که در کشورهای پیش رفته ومدرن حقوق معلمان جزو بالاترین حقوق کارمندان دولتی است!
دولت به نظام معیشتی وآموزشی معلمان رسیدگی نمیکندو زمانیکه اعتراضی از سوی این قشر فرهیخته صورت می گیرد با کتک ودستگیری و زندان پاسخ آنها داده میشود!
آنچه امروز باید مورد تمسخر قرار گیرد این تفکرات وپروژه های نژاد گرایانه و شونیستی و دیکتاتور مآبانه ی مدیران رده بالای دولتی است نه معلم گرامی روستای ما
به یاد دارم سال ۷۶ که از روستایمان راهی دانشگاه تهران شدم در کلاس درس زمانیکه برای بار اول استاد سوالی پرسید برای پاسخ دادن دستم را بلند کردم. گاما متأسفانه توان پاسخگویی نداشتم یعنی جواب سوال رابلد بودم اما نمیتوانستم به زبان فارسی پاسخ دهم بعد سرخ وخجل شدم و نشستم!و تا زمان فارغ التحصیلی درحد امکان هیچ سوالی را پاسخ ندادم...
وآن سکوت دردناک در گلوو سینه ام سنگینی میکند و...