همین اول گفته باشم ، پارادوکس ، آنچنان که عده ای از آن به متضادو یا تناقض و یا تناقض نما تعریف می کنند نیست ، معنی پارادوکس این است که صورت مسئله با نتیجه حاصله, تناسب و همخوانی ندارد.
بگذارید مثال بزنم وقتی می گوییم ، بانکداری اسلامی در اصل یک عنوان پارادوکس دار را به نمایش می گذاریم، عمل بانکداری بر اساس ربا به حیات خود ادامه می دهد به قول سید جمال الدین اسد ابادی ، تو چه دانی ، بانک چیست ، یک بانک برای اتمام حیات یک ملت کفایت می کند.
بگذریم منظورم این است که چنین عنوانی دارای پارادوکس است ، اسلام صریح و روشن مخالف ربا است و اساس بانک بر ربا استوار است !
یا اقتصاد اسلامی ، چنین عنوانی هم ، پارادایم درستی ندارد ، اقتصاد یا آزاد است و با سوسیالیستی و به اصطلاح جمعی دیگر نوع سومی برای آن متصور نیست. و تمام عناوین ساخته شده و من در آوردی با پسوند اسلامی دارای چنین پارادوکسی است ، مثلا مدیریت یک فرمول خاص است، پسوند اسلامی آن را پارادوکسیکال می کند الا یک عنوان آنهم عنوان مارکسیست های اسلامی بود ، فکر می کردیم هرچه را که رقیب می گوید اگر یک پسوند اسلامی به آن اضافه کنیم لابد اسلامی می شود ، غافل از آنکه فقط ما تبدیل به مارکسیست اسلامی می شدیم و در آن عناوین هیچ اتفاقی نمی افتاد ، یعنی با گفتن حلوا دهن شیرین نمی شد .
جامعه را نمی توان با یک پسوند و با گفتن جامعه اسلامی ، عوض کرد ، همان جامعه بود . همان بانک بود ، همان اقتصاد آزاد بود که در نهایت به خشن ترین نوع سرمایه داری که میان مردم با آن دره ای ایجاد شده است ، تبدیل شده است.
تمامی پسوند های موجود چنین سرنوشتی دارند ، مجازات اسلامی همان مجازات است و...
به این جهت مطلبی را به آقای حسنی منتسب می کنند تا چه اندازه درست است نمی دانم گویا فرموده اند هرچه
شاه در مدارس می آموخت مجاهد و مبارز می شدند و هر چه ما بزرگ می کنیم یا سگ باز و یا رپی می شوند ! پارادوکس یعنی همین!