مصداق این کنایه کسانی هستند که بدون توجه به مقدورات و تواناییهای خود و گروهشان و نیز بدون توجه به واقعیتهای موجود اطراف خویش و فقط بر اساس محاسبات ذهنگرایانهی خویش به تعیین و مشخص نمودن هدف میپردازند. در حال حاضر کنشگران کُرد در عرصۀ سیاسی ـ اعم از تروریست و غیر تروریست ـ مصداق بارز این کنایه هستند. در ادبیات سیاسی معادل این کنایه، آرمانگرایی است.
در کردستان ایران هر سه سازمان حزب دمکرات، کومله و پژاک پیرو ایدئولوژی مارکسیسم هستند. اما اینان چگونه واقعیتهای موجود جامعهی خویش را به وسیلهی این ایدئولوژی مورد تبیین و تفسیر قرار می دهند، سؤالی است بی جواب. به عبارت دیگر، بر اساس آموزههای ماتریالیسم تاریخی یکی از سه جزء مارکسیسم، واقعیتهای اقتصادی ـ اجتماعی کردستان، را بر اساس کدامین فرماسیون مطابق و قابل تفسیر میدانند؟ کمون اولیه که نیست. همین طور بردهداری، فئودالیته، کاپیتالیسم هم که نیست. کمونیسم هم که آماجشان قرار است در آینده برپا شود. در جامعهای با اقتصاد معیشتی چند تا بز و مقداری قانقال، و تعداد بیشماری کولبر، ساعتفروش، عطرفروش دورهگرد و ... مارکسیست بودن عین آرمانگرایی و ذهنگرایی نیست پس چیست؟
البته لقمهی بزرگتر از دهان خویش برداشتن کنشگران اکراد بدینجا ختم نمیشود. این کنشگران فقط کافیست مطلع شوند که چند سر عائله از اکراد برای امرار معاش مشغول کار مثلاً در کورههای آجرپزی فلان استان هستند. بلافاصله نقشهی کردستان بزرگ را تغییر داده و بزرگتر میکنند تا شامل آن استان نیز بشود. و بدینسان است که اینها با همهی همسایگانشان مشکل ارضی و به عبارت بهتر نسبت به آنها ادعای ارضی دارند.
جنگ اینها برای تأسیس کردستان بزرگ فقط به تجزیهی چهار کشور ترکیه، ایران، عراق و سوریه ختم نمیشود بلکه با فرض پیروزی بر این دولتها و تجزیهی این چهار کشور، تازه جنگ اصلیشان را با همسایگان شروع خواهند کرد. فقط در ایران با سه قوم و همسایهی خویش یعنی اتراک، الوار(لرها) و اعراب سر جنگ خواهند داشت. چون بر خاک این هر سه همسایه چشم طمع دوختهاند.
شما کافیست نیمنگاهی به نقشهی کردستان بزرگ داشته باشید تا با زیادهخواهی و ادعاهای ارضی اکراد نسبت به همسایگانشان آشنا شوید. البته این ادعاها را دیگر نمیتوان لقمهی بزرگتر از دهان نامید بلکه بهتر است لقمهی بزرگتر از کلّه بنامیم.