پرونده های دروغ مالیاتی - ثبتی - مسکن و شهر سازی - شهرداری - حتی تعاونی های اداراتی و هزار توی استخدام و کار بچه هایت ، حتی برای یک انتشاراتی که کمک وظیفه ارشاد است تولید موانع می کنند ، نه برای تو و خودت ، برای قوم و خویش، بچه ات، اگر روزی بخواهم با مدرک و سند تمام اینها را نشر بدهم ، خدا شاهد است اذهان عمومی از اعمال این دولت و دولتیان جریحه دار می شود ، تمام این ستم ها هم تماما در رده های مدیران کل و وابسته های بالا دست آنهاست.
عنی اگر در مملکت کاری انجام نمی شود برای این است که برنامه ریزان و دولتیان از پاپوش دوختن برای منتقدان خود ، وقتی اضافی برای تلاش وکار پیدا نمی کنند!
حالا بگذریم از بقیه آقا در خارج نشسته می گوید ، چرا در داخل راحت نشسته اند ؟
آنکه در داخل نشسته، می گوید...
بگذریم داستان ما خون دل است و تحمل فشاری که سنگ را خرد می کند، اهن را ذوب، به جمهوری اسلامی التماس میکنیم ، ما به جهنم به مردم فشار وارد نکنید، از بین می روید، به مردم التماس می کنیم ، شورش نکنید ، به خیابان نروید ، جایگزین بهتری نداریم !
قاتلان پدرانتان منتظر اوامر امپریالیسم
هستند تا در یورشی همین نیمچه آزادی های به دست آمده در بهمن ۵۷ را از شما پس بگیرند!
یکی از خارج داد می زند آهای این مزدور است تا نگذارد جمهوری اسلامی را نابود کنیم!
یکی از داخل فریاد می زند، آهای این از خارج فرمان می گیرد که نظام مقدس مقدس جمهوری اسلامی را از بین ببرد!
هر دو سرسپرده می خواهند ما به این آب و خاک دل سپرده ایم به امید روزی نشستیم که کوتوله های دیکتاتور مآب محلی فرق کار گزار دولت ( مستخدم دولت ) و شهروند را بدانند در انتظار روزی هستیم ، که کوتو له های سیاسی فرق قدرت و منتقد را فهم کنند آن روز خواهد آمد
چاره دیگری نیست آن روز بابد بیاید این زمزمه های سلاح و خشونت هم چون زهری بر امید رهائی مردم از دست استبداد است، رهائی جمهور از دست مسئولین محلی که کارشان فقط و فقط
پاپوشدوزی به منقدین خود است امری محتوم است.