یوخاری

خاطرات و خطرات: اولین عشق به معلم

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
خاطرات و خطرات: اولین عشق به معلم

‍دبستان محمد رضا شاه پهلوی واقع در میدان میوه رضائیه جنب کوچه درویشلر درس می خواندم.

خانم معلم یک فرشته واقعی بود لابد حضرت خداوند که از حوری می فرماید یک چیزی مثل این است و یا آن فتبارک به خاطر آفرینش چنین انسان هایی بوده است وقتی وارد کلاس می شدم محو تماشای آن قامت سرو و آن روی زیبا و آن متانت بی نظیر می شدم.

از شما چه پنهان من برای اولین بار عاشق شده بودم عاشق خانم معلم خودم گاها مدت ها خیره نگاهش میکردم وقتی متوجه می شد او هم نگاهم میکرد و لبخندی می زد .این واکنش برایم خوش آیند بود خدا را چه دیدی یه وقت می بینی این عشق دوطرفه است ان وقت چه می شد؟

تمامی فرشتگان خدا به تماشای این عشق پرشور می آمدند و با پرهای خود گذرگاه معشوق را فرش می کردند فقط کسی نباید به این عشق پاک و مقدس و آسمانی آگاهی یابد تا آلوده زمین و افکار زمینی نشود.

برایتان قبلا نوشته بودم که من یک فرد مذهبی بودم ولی سر به هوا هم بودم .بر خلاف تمام مومنین که می گویند ،هرگز عاشق خداو پیامبران و امامان نشدم بر عکس پس از شکست از عشق اولین ،همواره هر کس و یا هر دختری را می دیدم عاشق می شدم اما نمی دانم این علی از کجا فهمیده بود آن روزها بچه ها با گفتن بیسکویت گرجی اذیتم می کردند چون چاق بودم تبلیغات بیسکویت گرجی هم بود که بیسکویت گرجی بخورید و چاق بشوید ولی از شنیدن ان بیسکویت گرجی آنقدر ناراحت نمی شدم که از لو رفتن اولین عشقم ولی دیگر چاره ای نبود اول شدید
انکار کردم.

-دیوانه شدی علی ؟ چه عشقی!

-تو دیوانه شدی عیسی ! تو نباید عاشق او بشوی می فهمی ؟

-چرا نباید عاشق او شوم او خوب است. گفتم که دیوانه ای تو؛ باید عاشق کسی بشوی که شوهر هم نداشته باشد. چون شوهرش تو را می کشد.

-به جرم دوست داشتن؟

-چرند نگو پسر آتش جهنم بیشتر درد دارد تو در جهنم خدا می سوزی ؛ جزغاله می شوی؛ توی روغن داغ سرخت می کنند.

-اما دوست داشتن خود بهشت است یعنی اگر تمام زن های خوب شوهر داشته باشند برویم زن های بد را دوست بداریم ؟

-نه خنگ خدا باید مطابق اصول و آداب حرف بزنیم و عاشق بشویم اصلا تو پول داری؟

-پول برای چه؟

-خوب دیگه همین!

شوهرش برای او یک ماشین خریده برای دزدیدنش باید دوتا ماشین بخری.

- من نمی خواهم بدزدمش!

- چرا این که می خواهی بدترین دزدی است؛ دزد ناموس!

- اما من به ناموسش کاری ندارم.

بحث فایده نمی کرد نمی بایست مطلع شود که شده بود. خوب بود رفیق یکدل من بود. اگر از آن یکی ها بود آبرویم می رفت. همه جا مطرح میکرد.

به هر حال تعطیلات آغاز شد سه ماه دوری از معشوق جانفزا بود در این سه ماه تعطیلات هر لحظه در فکر دیدار معشوق بودم. پس از چند سال؛ سه ماه تعطیلات پایان یافت. در سر صف بودیم که روی معشوق پدیدار شد خدای من!

ان زیبایی سال پیش رفته بود؛ صورتش پف کرده بود انگاری دوات توی صورتش ریخته بود و هرچه خواسته بود بشوید باز لکهای ان مانده بود شکمش نیم متر جلو امده بود و به یک مرد کچل تکیه کرده و جلو می آمد خدایا انسان چرا اینقدر زشت است زیبایی سال پیش نبود طوری با ادا واطوار به بازوی مرد کچل آویزان شده و آن را گرفته بود که انگار کچل دیگری گیرش نخواهد آمد.

علی با تبسم پیروز مندانه و زیر زیر نگاهم میکرد به آرامی گفت:

ناراحت نشو از آن زن حامله است و با خنده اضافه کرد معشوقت ... از آب درآمد.

گفتم: خفه شو قاه قاه خندید- پسر! خدا نجاتت داد از جهنم .

این اولین شکست عشقی من بود چه دنیایی برای خود می سازیم و چه زود همه چیز وارونه می شود. فکر می کنیم شیفته شده ایم یک غده چرکی و یا یک بوی گند دهان می تواند پاک ترین عشق و شیفتگی را بتاراند این وسط ما فریب خوردگانی بیش نیستیم.

تاریخ
2020.04.27 / 17:53
مولف
عیسی نظری
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla