حاجی عمی کیشی از اهالی روستای احمد آوای خیاو (مشگین شهر) واقع در شرق آزربایجان بوده است. در موردش می گویند در تمامی عمرش هم قبل از حکومت ملی پیشه وری و هم در زمان حکومت ملی خدمت به محرومان و مظلومان در برابر ظالمان بوده است.
بعد از شروع قتل و عام مردم آزربایجان در زمستان سال 1325 توسط ارتش محمدرضا پهلوی،سربازان ارتش پهلوی به محل زندگی "حاجی عمی کیشی" در روستای احمدآوا یورش میبرند حاجی عمی کیشی به تنهایی در خانه خودش سنگر می گیرد و تسلیم سربازان شاه نمیگردد در نهایت راه چاره را در حیله با نام شرع و مقدسات می بینند.
برای اینکار شخصی بنام سید کاظم از اهالی روستای میرکندی مشگین شهر را انتخاب می کنند سید کاظم "یاپبا" را در داخل روسری و پوشش زنان گذاشته و به طرف خانه " حاجی عمی کیشی" حرکت می کند، در درب خانه حاجی عمی کیشی را به قرآن قسم میدهد و میگوید:" برای صلح و آشتی آمده ام و این قرآن ضامن میان نیروهای شاه و شماست و من هم بعنوان حاکم شرع این صلح را تضمین می کنم."
"حاجی عمی کیشی" که روزگاری 6 ماه با اسب به زیارت خانه خدا رفته بود و مجددا سختی راه را به همان مدت زمان در برگشت متحمل شده بود تسلیم قرآن و شیخ می گردد اصولا "کیشی" آنقدر برای ملت صمیمی بوده است در مشگین غربی همه ایشان را "عمی کیشی" صدا می کردند و چون به زیارت خانه خدا رفته بود"حاجی عمی کیشی" میگفتند بالاخره چون نیاکانش" بابک"ستارخان"قاچاغ نبی" و... با مقدسات او را هم فریب می دهند تا از خانه اش پا به بیرون می گذارد فرمانده جوخه اعدام محمدرضا پهلوی دستور آتش می دهد تا برگردد تفنگش را بردارد بدنش را سوراخ_سوراخ می کنند.
میگویند جز فدائیانی است که پیراهن سوراخ سوراخ و خونینش توسط نوادگانش هنوز هم نگه داری میشود.
بعد از این واقعه در حق ایشان مردم محل شعر می سرایند الام هم اگر به زادگاه ایشان در 10 کیلومتری مشگین شهر به طرف شهرستان اهر بروید و خطاب به کودکی بگویید:
حاجی عمی کیشی دیر نئینه سین
آن کودک و دیگر کودکان بقیه اش را تکمیل خواهند کرد:
بیر تک کیشی دیر نئینهسین
آی آنا الک گتیرمیشم
باشینا کلک گتیرمیشم