اگر قرار باشد تاریخ ایران را واقع بینانه و بدور از غرض ورزی بررسی کنیم، میتوان گفت، مدرنیته در ایران مدیون قاجارهاست. اول بار مرحوم عباس میرزا بود که متوجه عقب ماندگی جدی ایران از غرب شد و بلافاصله در جهت جبران آن دست به عمل شد. و پس از وی ناصرالدین شاه بود که عملا به مدرن سازی کشور همت گماشت. البته به علت ناآشنا بودن بافت جامعه پیچیده ایرانی، مشکلات فراوانی نیز در این مسیر بروز کرد.
نهضت مشروطه یکی از برآیند های همان مشکلات مدرن سازی بود. مظفرالدین شاه وقتی فرمان مشروطیت را امضا کرد، مدرنیته سیاسی مهمترین دست آورد قانونی خود را فراچنگ آورد. البته قدرتهای خارجی نیز مثل همیشه در پی منافع خود بودند. روسیه تزاری به شکلی و امپریالیسم انگلیس به شکلی دیگر. انقلاب بلشویکی و فروپاشی تزاریسم در روسیه عملا موجب شد،نقش روسیه در ایران، مدت کوتاهی تعطیل شود. در این فرصت کوتاه بود که امپریالیسم انگلیس، کودتای رضا خان را راه انداخت و پهلوی ها را به روی کار آورد. از آن به بعد را هر کس به طریقی میداند.
پهلوی ها مدرنیته ایرانی را که متناسب با فرهنگ بومی ایران توسط قاجار ساخته میشد، به سرقت بردند. آنرا در بازار مکاره سیاست بین الملل فروختند. مدرنیته ای را در ایران راه انداختند که نه متناسب با فرهنگ بومی ما بود و نه کارآیی لازم را داشت. در یک جمله باید گفت، ایران ویران شد با مدرنیته پهلوی ساخته.
حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان فراز اعتراض ملت آذربایجان به این مدرنیته جعلی بود، مدرنیته ای که با ماتیک و مینی ژوپ خود را می آراست و بزور باتوم حجاب از سر زنان بر میکند. مدرنیته ای که توان تولید بومی ایرانی را نابود کرد و بر ویرانه های آن تولید مونتاژ را گذاشت و با بی حیایی تمام، آنرا صنعت و توسعه ملی نام نهاد.
حکومت فرقه دمکرات یک سال بر سر کار بود از همان لحظه تولد تا قتل عام شدن، در زیر فشار توطئههای مختلف سیاسی نظامی گرفتار بود، ولی در همین مدت کوتاه دست آوردهای آن هنوز هم زبانزد خاص و عام هست.
فرقه دموکرات اندیکاتور همان مدرنیته ای بود که مشروطه در پی آن بود. همان مدرنیته ای که عباس میرزا استارت حرکتش را زد و ناصرالدین شاه اقدامات عملیش را انجام داد. همان اقدامات عملی که پان ایرانیسم فارس محور، سعی دارد به نام امیر کبیر جا بزند. فرقه دموکرات شکل محلی همان دولت مدرنی بود که در تکامل و ادامه مدرن سازی قاجار، قرار بود در سرتاسر ایران برقرار شود. اگر کودتای امپریالیسم انگلیس و بر روی کار آوردن پهلوی ها رخ نمیداد مطمئنا ایران امروز این نبود که می بینید. نه مدرنیته جعلی پهلویها زیربنای تولید و صنعت بومی را ویران میکرد، و نه حکومت دینی جنتی محور،، باقی مانده آنرا به سخره میکشید و به نام اسلام ، دین و ایمان مردم را بر باد میداد. و در نهایت فرهنگ بومی و ملی را ویران میکرد.
حکومت فرقه دمکرات نمونه کوتاه مدت و محلی دولت مدرنی بود که در آذر ۱۳۲۴ متولد و آذر ۱۳۲۵ غرقه در خون شد. این حکومت دو دشمن دارد. جاعلین مدرنیته ، مخالفین مدرنیته.