استاندار ایده آل و خوب ان کسی است که نظم قانونی و عدالت اجرایی و دولتی را در محل خدمت خود عملی نماید من زمانی در همین شهر دادیار بودم اوایل انقلاب بود دوستی داشتم که اهل خوی و خیلی انقلابی بود یک روز پیش من امد و گفت طرحی اورده ام قبل از اینکه پیش این رئیس کل طاغوتی شما ببرم خواستم تو به دانی گفت طرح من این است رای که قضات صادر می کنند بیاید فرمانداری هر کدام را من تشخیص دادم انقلابی و اسلامی است اجرا بشود و الا لا گفتم برادر من کار ندارم به تفکیک قوا و قانون اساسی و غیره ولی بالا غیرتا پیش رئیس کل نرو گفت نه من تکلیف دارم و رفت گفتم اولی رئیس من و دومی دوست من است بروم و نگذارم کار به جای باریکی بکشد از اتاق بیرون امدم دیدم از طبقه ششم پله ها رئیس کل فرماندار را دنبال کرده و چون به طبقه پنجم رسیدند و رئیس دید به او نمی رسد لنگه کفشش را به سر فرماندار زد فرماندار در طبقه چهارم مرا که دید فریاد زد:
نظری تو را خدا این دیوانه است بگیرش من خندیدم و سریع گفتم:
پسر تند تر بدو الان برسد همین جا خرد وخمیرت می کند و به ارامی گفتم :
او دیوانه نیست قاضی است ممکن است طاغوتی باشد اما خدشه به قانون را با جان و خونش جواب می دهد سالها گذشت ان فرماندار به سمت های بالاتری رسید همواره می گفت :
اقای نظری من از تو هم خجالت می کشم اصلا نمی توانم روی اقای زنجانی رئیس کل دادگستری نگاه کنم من عجب خبطی کرده بودم بعد ها وقتی رسیدم چه اتفاقی در اتاق افتاد تا امدم مثل موش فرار میکردی گفت رسیدم و تا طرح را مطرح کردم زیرسیگاریش را به طرفم پرت و من فقط توانستم از دستش خلاص و فرار کنم ایشان قاضی بود و از دادیاری شروع و به رئیس کلی رسیده بود یک رئیس کل ایده ال استاندار ایده ال کسی است که فرماندار را احضار کند و بگوید اقا چرا در این شهر همه جا ماتم سرا ست سالن شهر این مردم کجاست این نظری مثلا روزنامه نگار همه جا به دروغ می نویسد منکه محصل بودم این شهر شش تا سینما چند سالن تئاتر داشت الان پنجاه سال از ان تاریخ گذشته ما سالن تئاتر نداریم و سه تا سینمای ویران باقی مانده است ؟
اقای فرماندار تو چه می کنی ؟
مدیر کل دارایی را می خواهد وبر سرش فریاد می زند :
مرد کوچک ما استان سی ام هستیم چگونه تو از چند کارخانه ورشکسته و چند بقال و دکاندار می توانی ان چنان مالیات بگیری که در اخذ مالیات استان اول مملکت می شویم تو رئیس کل دارایی هستی یا دزد سرگردنه اوایل انقلاب در گردنه قوشچی ؟
او باید مدیر کل اداره راه را بخواهد و بر سرش داد بزند این نظری می گوید راههای ما به دست رضا خان میر پنچ دشمن ملت اذربایجان احداث شده است پس شما چکار می کنید ؟
محیط زیست را ،میراث فرهنگی را ، اداره صنایع را و همه و همه را باید به دادگاههای اداری و یا قضایی معرفی کند باید پرونده باغ سیاوش را دنبال کند چه کسی این باغ را به اتش کشید کدام دکانداری این همه میراث فرهنگی را به اتش کشید چه کسی باغ سیصد ساله حکومت افشار را و دار الاماره ان را به پانصد دستگاه اپارتمان و دکان و یک مسجد ضرار تبدیل کرد همه اینها را با مدرک و سند و در جای جای خود گفته و نوشته ام استاندار خوب به این درد های بی علاج مردم رسیگی می کند نه اینکه چهار رقاص هم تبار را در جای جای استان با لباس های تروریست های پ . ک . ک و یا عشیرت هاییکه با ان پرچم یا پدران ما و یا سربازان ما را کشتار نموده اند ،به رقص نمی اورد .
استاندار خوب چه محلی و چه مهمان برای توسعه که کمترین وظیفه اوست با مردم وارد معامله قاتلان پدرانتان را فراموش کنید و الا از توسعه خبری نیست ، نمی شود .
مردم را نمی ترساند به درک اسفل از غلط کاریهای گذشته عذرخواهی نکند ولی دیگر قاتلان پدران ما را تاج سرمان نکند یک استاندار خوب به رئیس خود گزارش می نویسد:
اقا جان ! اینجا مردم برای یکصدمین سال قتل عام و نسل کشی جیلولوق و کوردلوق مراسم می گیرند رئیس جمهور ضد تورک و ضد مردم استان حد اقل نمک به زخم مردم نپاشید برای شما چه فرقی میکرد استاندار محلی سابق که بیشتر از من ضد این مردم بود بیشتر از من به این روزنامه نگاران و نویسندگان فحش می داد شما به مردم قول تعویض این عنصر را دادید که مرا جایگزین کنید اقای وزیر کشور اقای رئیس جمهور هر دو قهرمان و قهرمان پرور هر دو مقتدر و پر قدرت که در زمان دولت شما پنجاه سال کبریت همان یک ریال و دلار همان هفت تومان بود مریض تشریف دارید که مردم منطقه را تحریک کنید؟