از زبان حال تا زبان قال ـ جواد رفیعی (آنا وارلیق، شماره ۶، زمستان ۱۳۹۶)
جواد رفیعی از گفته های خود پورجوادی شاهدی در ردّ ادّعای او آورده و می نویسد:
این در حالی است که ایشان در بهمن ۹۴ در سخنرانی خود در مراسم «شب نویسندگان و شاعران افغانستان» که به همّت مجلّۀ بخارا در محلّ موقوفات بنیاد محمود افشار برگزار شد؛ می آورد:
«چیزی که ما را به مردم افغانستان پیوند می دهد، فقط زبان نیست. زبان فارسی عامل مهمّی است، ولی فرهنگ و ادب و تاریخ ما هم هست که ما را با هم پیوند می دهد. محقّقی که امروز در بارۀ مسائل فرهنگی و ادبی و تاریخی تحقیق می کند؛ نمی تواند مرزی میان بخارا و هرات و بلخ و مرو و طوس و نیشابور و بسطام و اصفهان و دینور قائل شود. مرزهایی که امروز این شهرها را از هم جدا می کند؛ همه ساختگی و غیر واقعی است. حقیقت ندارند. بی اعتبارند ... از نظر من کشیدن مرز میان هرات و خواف و تایباد و زوزن و تربت مسخره است. هرات قلب این شهرهایی بوده که امروز این طرف مرزند و هرات خودش آن طرف مرز. هیچ ظلمی بالاتر از این نیست که ما بیاییم و قلب فرهنگی شهرهایی را از اعضای فرهنگی دیگر جدا کنیم. ما با کشیدن این مرزها به مردم آنها ظلم کرده ایم. من قبول دارم که نمی توانیم به دلایل سیاسی این مرزها را عملاً برداریم، ولی مجبور نیستیم که در حفظ آنها در ذهن خودمان کوشش کنیم. ما باید توجّه داشته باشیم که این مرزها از لحاظ فرهنگی به زیان ماست و نباید در مورد آنها اصرار بورزیم. باید از لحاظ فرهنگی آنها را نادیده بگیریم. » (نگاه کنید: مجلۀ بخارا ، ش ۱۱۱)