نوآموزان زبان ترکی آذربایجانی باید زبان را از مرجعهای قابل اعتماد یاد بگیرند. زیرا برخی افراد بدون آنکه زبان را خوب بلد باشند آن را آموزش میدهند.
پیشتر گفته بودم که برخی از گردانندگان کانالها و گروهها مصداق کسی هستند که قبل از تغییر خود میخواهد جامعه را تغییر دهد. نمونهی ساده و اعلایش کسانی هستند که بدون خوبدانستنِ زبان، در این فضا به دیگران زبان یادمیدهند. به هدف خالصسازی زبان لغتنامههای چندین کلمهای ارائه می دهند که اغلب آکنده از واژگان مندرآوردیاند و یا معادلهای نادرست.
یکی از علتهای این امر، وجود انبوه کلمات بیگانه در زبان رسمی ترکی آذربایجانی است. این امر باعث شده که، علاوه بر استادان، هر نوآموزی به محض مواجهه با زبان نوشتاری به فکر جعل لغات جدید بیفتد. غافل از اینکه جعل واژه و اصطلاح یک امر صرفن مکانیکی نیست که به کمک یکی دو لغتنامه به فرجام رسد. زبان عبارت از آوار کلمات نیست، ساختاری است مبتنی بر دستور. و مهلکه همینجاست. بسیاری از کسانی که باکلمات بازی میکنند، کلمات سرهشان را در جملاتی بکار میبرند که با تأثر از دستور زبان فارسی نوشته شده است. افراد چرا به جای یاد گرفتن گرامر که زیرساخت زبان است، به واژهتراشی رویمیآورند؟ دلیلش ساده است. زیرا یافتن واژه کار مشکلی نیست اما گرفتن نبض زبان در سطوح گرامر و گفتمان به زحمتها، تمرینها و ممارست بسیار نیاز دارد. در غیاب فرهنگستان، تنها کسانی حق دارند به واژهسازی و اصلاح زبان بپردازند که این مرحلهی سخت را پشت سر گذاشته باشند.
بگذارید مثالی بزنم. یکی از دوستان ناشناس با لحنی صمیمی مرا با جملات زیر به گروهشان دعوت میکند: «اۆزلیڲینیزه اۆرگلنیب گلمیشم باغیشلاییٛن. اڲر گؤیلۇز اوْلسا بیزیم بیر توْپار واریمیز... چوْخ سئوینریک قۇللوغوندا فایدالاناق.»
نوشتم: «جانیم اوزلیک نهدیر؟ توپار نهدیر؟»
جواب آمد: «بیرینین خۆصوصی یئرینه گلیب واختین آلاندا دئییریک اؤزلیک هامان (فارسجا اوْلور پیوی)توْپار دا قۇروپ دئمکدیر.»
علاوه بر غلطهای املایی و دستوری و نقائص نشانهگذارانه، این جملات تقریبن بر اساس گرامر زبان فارسی نوشته شدهاند. لذا جا داشت پیش از واژهسازی نادرستی چون ”اؤزلیک“، به آموختن و تمرین ساختار زبان همت گماشته شود.
البته همهی اغلاط محصولِ هوسِ واژهسازی نیستند و یا شوق آموزاندن دیگران نیستند، بلکه گهگاه به احساس مسئولیت حراست از زبان برمیگردند. در صداقت این افراد تردیدی نیست، مشکل کماعتنایی به نکته ای است پیشتر عرض کردم: غفلت از اینکه زبان صرفا از کلمات آغاز نمیشود بلکه در واحدی بزرگتری بنام جمله (که موضوع گرامر است) و واحد بزرگتر از آن بنام گفتمان تجلی مییابد. در ساختار دستوری نادرست، جایگزینی کلمات مشکلی را حل نمیکند.
به دلیل اهمیت فضای مجازی، افراد تأثیرگذارِ این فضا باید کار خود را به دیدهی جدیت بنگرند؛ و قبل از ارائهی آموزش و رهنمود به دیگران، آموختن را در اولویت قرار دهند. با وجود معلمان زبردست چه نیازی هست که افراد کمصلاحیت متنهای آموزشی غلط تولید کنند. بر این بیفزایید درسنوشتههای دکتر #نطقی، مرحوم #زهتابی و متون گرامری از جمهوری آذربایجان را که مرجع قابل اعتمادی در زمینهی آموزش زبان هستند. فبه ندرت دیدهام زبانآموزانِ زباننیاموخته مثلن متنی از #ابراهیم_رفرف را مبنای کار خود قرار دهند و یا آن را در پایگاه مجازی خود بازنشر کنند.
البته زبانآموزی غلط بهتر از نبودن آن است به شرطی که معلم و شاگرد از این مرحله به سرعت عبور کنند. با عنایت به این وضعیت، مخاطبان فضای مجازی بهتر است:
ــ متنهای موجود در این فضا را انتقادی بخوانند؛
ــ زبان را از مرجعهای قابل اعتماد یاد بگیرند؛
ــ ازبردن کردن هر لغتی از هر پایگاه مجازی را به کناری بگذارند؛
ــ به جای تلاش برای معادلیابی کلمات بیگانه، نخست گرامر و لحن نگارشی زبان مادری را درونی کنند. یعنی به جای وسواس شدید به کلمات بیگانه، اول از چنگ گرامر بیگانه رها شوند.
ــ و به جای ضایع کردن وقت خود با مطالب پراکنده و مغشوش آموزشی، متنهای درست بخوانند.