از زبان حال تا زبان قال ـ جواد رفیعی (آنا وارلیق، شماره 6، زمستان 1396)
اگر آن گونه که پورجوادی می گوید باشد، پس این همه خوف و هراس ایشان از مسئلۀ زبان ترکی و نوشتن مقالاتی چون «ایران مظلوم» و «ختنۀ آذربایجان» برای چیست؟ ثالثاً رسمی بودن زبان ترکی به معنای کاربرد آن در همه جا از مدارس و دانشگاه و رسانه ها گرفته تا ادارات و دادگستری و در این حالت دیگر پدر و مادران ترک دغدغه ای را که منظور آقای پورجوادی است نخواهند داشت، بنابراین اگر ایشان خود را به تغافل نزنند و معنی رسمیّت زبان ترکی را درک کنند و حقیقتاً بپذیرند دیگر لازم نخواهد بود بیاورند:
« در مورد زبان های محلّی پیشنهاد من به مخالفان تحصیل به زبان فارسی این است به جای اینکه تمام آموزش و پرورش اردبیل یا تبریز و مراغه را به زبان ترکی برگردانیم که از لحاظ امکانات و کمبود کتاب و ... عملاً امکان آن فراهم نیست یک مدرسه دایر کنید و کتاب هایشان را هم خودتان تألیف کنید؛ یعنی از باکو و استانبول نیاورید و ببینید که چند نفر از پدران و مادران راضی می شوند که فرزندانشان را به مدرسه ای بفرستند که در آن تنها زبان ترکی تدریس می شود و منابع مطالعاتی تنها به این زبان محدود است. »
گیریم که سخن پورجوادی صحیح باشد و پدر و مادران ترک مشتاق نباشند فرزندانشان به مدارس ترکی بروند در این صورت باید پرسید چرا این گونه شده است؟ چرا والدین دوست ندارند فرزندانشان زبان آنان را یاد بگیرند؟ چرا آسیمیله شدن را ترجیح داده اند و پشت به هویّت خود کرده اند؟ جواب این سؤالالت را باید یافت و علاج واقعه کرد نه اینکه صورت مسئله را پاک نمود و از هویّت گریزی حمایت کرد. باید پای صحبت های همان پدران و مادران نشست و علّت عدم رضایت آنان به آموزش فرزندانشان به ترکی را جویا شد و در رفع موانع کوشید.