از زبان حال تا زبان قال ـ جواد رفیعی
(آنا وارلیق، شماره ۶، زمستان ۱۳۹۶)
پورجوادی در یادداشت فیسبوکی «فرهنگستان به چه درد می خورد؟» می نویسد: « هزارو چهارصد سال پیش یک عدّه عرب بیابانی برای قتل و غارت (و نه به خاطر اسلام) به کشور متمدّن ایران حمله کردند و متأسّفانه ما را شکست دادند و سرزمین ما را تصرّف کردند و همه چیز را به یغما بردند. مورّخین عرب و عرب زده اسم این را گذاشته اند«فتوحات» به خاطر این که از دید آنها پیروزی در جنگ «فتح» بود.»
پورجوادی با وجود اینکه خود محقّقی در حوزۀ تصوّف و عرفان است، امّا به خاطر نفرتی که از اعراب دارد، حتّی به ابن عربی از ارکان استوار عرفان هم رحم نمی کند و در تاریخ تصوّف وی را عطسه ای بیش نمی داند و در یادداشت «مدرنیّت ابوزید» می آورد: « مهمترین شخصیّت های عالم تصوف برای عرب ها ابن عربی است، در حالی که ابن عربی عطسه ای در تاریخ تصوّف بیش نبوده است . عطسه ای که بعداً پژواک زیادی داشته و سر و صدا راه انداخته است.» هر چند مدّتی بعد تحت فشارهای وارده مجبور می شود حرفش را پس بگیرد. (نک. یادداشت درس نویسندگی) و در یادداشت «دعوای قدیمی عرب و عجم» می نویسد: « آنهایی که در حوزۀ معنویّت و عرفان کسی به حساب نمی آمدند عرب ها بودند و عجم ها در این میدان همه چیز بودند و همه چیز داشتند. »
پورجوادی برای تحقیر زبان عربی اکثراً آن را «زبان تازی» می نامد و این اندازه تأمّل ندارد که به فرض که در قدیم در فارسی به عربی تازی می گفتند ولی یک محقّق باید هر ملّتی را به همان نامی بخواند که خودشان علاقه مند هستند و عقده های درون را وارد بحث های علمی نکند و تحقیق را به تخریب آلوده ننماید.