از زبان حال تا زبان قال ـ جواد رفیعی (آنا وارلیق، شماره 6، زمستان 1396) تندی ها و اهانت های پورجوادی به ترک و عرب را پایانی نیست. برای اطّلاع از این تندی ها بایستی تمام نوشته های وی را خواند. ببینید چگونه در مقولۀ «ادب» سخن می راند: «مفهوم کلّی ادب در ایران وجود داشته و در اسلام هم پیغمبر (ص) سعی کرد آن را به عرب ها بیاموزد. ایرانیان می فهمیدند که کوچک تر با بزرگ تر چگونه باید رفتار کنند ولی برای عرب ها باید آیه نازل می شد که در حضور پیغمبر صدایتان را بلند نکنید.» (نک: یادداشت دیپلماسی و ادب) درشتی ها و طعن و توهین های پورجوادی صرفاً در این حوزه محدود نمانده است. او حتّی از طعنه زدن به دوستان سابق خودهم غفلت نکرده است.
با آنکه دکترای فلسفه دارد اما گویی قصد به کارگیری صحیح از آن را نداشته و چندان ارزشی برای تأمل و تفکّر و روشنفکری قائل نیست. چندین سال پیش دکتر عبدالکریم سروش نظریّه ای در بارۀ مکانیزم وحی در قالب تئوری رؤیا ارائه نمود. موافقان و مخالفان این تئوری، نقد و نظرهای خود را نوشتند و دکتر سروش هم تا جایی که مقدور بود، پاسخشان را داد. دکترپورجوادی امّا جز طعنه زدن بر سروش و تئوری رؤیا، حرف دیگری نداشت.
دکتر سروش در گفتگو با یکی از سایت های اینترنتی گریزی به وی زد: «نکتۀ مربوطۀ دیگری را هم می خواهم بیاورم که در نوشته های فیسبوکی نصرالله پورجوادی دیدم؛ نوشته هایی که هم غیردوستانه و هم بی خبرانه بود چون رؤیای قدسی را مانند باد مقعد قدسی بی معنی دانسته بودند! و گفته بودند خواب خواب است و رسولانه و قدسی ندارد و البتّه همین مختصر را هم به ضدّ و نقیض هایی آمیخته بودند. » (نک: رویاروی رؤیا ـ یک) پورجوادی در یادداشت «خواب آشفتۀ روشنفکران دینی» می آورد: «روشنفکران دینی هم به بد مخمصه ای افتاده اند. هر طرفش را که بلند می کنند، طرف دیگر رو زمین می ماند. می خواهند دیندار باشند، روشنفکری از یادشان می رود. می آیند روشنفکر باشند، خواب می مانند و نماز صبحشان قضا می شود.»