هم در تاریخ ثبت است و همچنین همه ما به چشم خود دیده ایم که در جمهوری اسلامی اگر یک مخالف کشته می شود، اذهان عمومی با عبارت های زیر آشنا می شود:
_جنازه اش را تحویل ندادند.
_معلوم نیست کجا دفن شده است.
_حق برگزاری مجلس ترحیم ندارند.
_و...
همه این متدها برگرفته از سیاست اعمالی استالین در شوروی سابق برای جامعه مسلمانان محصور در این امپراطوری بود.
اما در ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ میلادی می بینیم یک شیخ الاسلام وقتی متوجه می شود تانک های ارتش سرخ به دستور کرملین از روی ۱۳۷ شهروند تورک آزربایجانی در باکو می گذرد، سینه سپر می کند و بعد از ده ها سال در میان اشک شوق آزربایجانیان با صلای "الله اکبر" شهیدان دفن می شود.
بلی در اصل این شیخ یک ساختارشکنی در شوروی سابق می کند مردم وقتی می بینند فرزاندانشان با عنوان "شهید" و "شهادت" بخاک سپرده می شود با ایمان مضاعف خیز محکم برای کسب استقلال آزربایجان به سمت میدان ها بر می دارند و ۹ ماه بعد "آزربایجان" اعلام استقلال می کند.
این شیخ حجت الاسلام الله شکر پاشازاده است.
شیخ الاسلام های آزربایجانی هم در شمال و هم در جنوب اگر بیداری ملی دارند،عشق به وطن و به آزربایجان در قلبشان متبلور است در یک کلام:
آزاده و آزاد مرد هستند.
بیایید قدر شیخ حرکت ملی را بدانیم و با فرضیه های قرائتی از جانب بدخواهان و رسانه شاغل به شوبهه افکنی به قضاوت های سطحی نپردازیم.
حجت الاسلام عظیمی قدیم در تعریف مختصر و مفید باید چنین برای نسل جدید معرفی شود:
شیخ داشناک ستیز که درد قره باغ را هر روز با خود حمل می کند و در این باره حتی به قیمت جان تا به امروز عقب نشینی نکرده است.