دنیای سیاست و رسانههای گروهی حامل نابرابری جنسی هستند و افراد از رهگذر این حاکمیت و رسانههایش مشاهده میکنند که همه جا، در دولت، در مجلس، در گردهماییهای سیاسی و صنفی، در پیادهروی همگانی و ورزش قهرمانی مردان در جلوی صحنه قراردارند و زنان از صحنه غایبند.
خانواده به آنها گفته است که محوطه حیاط با همه وسعتش از آن توپبازی پسران است و دختران باید آرام و بیصدا در گوشهای کز کرده و مشغول عروسکبازی شوند. حتی پارکهایی که تصویر آنها در کتب درسی و کمک درسی این جماعت نقش بسته است نیز مردانه هستند و این جماعت حداقل این یکی درس خود را خوب یاد گرفتهاند که همه چیز و همه جا از آن مردان است و اگر زنی جسارت و شجاعت به خرج داده و در ملک شخصی آنها وارد شد، باید کاری کنند تا ترس فروریختهاش باز گردد و آشفتگی، وابستگی و ناتوانی دوباره مشخصه یک زن گردد. این خلاصه رفتار مجرمانهای است که در تبریز شاهدش بودیم که در یک تفریح دسته جمعی خود را نشان داد.
ولی آن ذهنیتی که میخواهد جامعه را برای زن ناامن سازد نمیداند که باعث قویتر شدن خواسته بحق زنان برای حضور هرچه بیشتر اجتماعی شده است . امیل دورکیم استدلال میکرد که یک عمل بزهکارانه (مانند آنچه که تبریز رخ داد) از طریق برانگیختن احساسات جمعی علیه دست درازی به هنجارها و اخلاقیات جامعه، مُنهیات و خطوط قرمز اجتماعی را مشخص ساخته و به گونهای پیش بینی نشده، توافقی برعلیه آن جرم سازمان داده و تقویت میکند. به شرط آنکه یاد بگیریم.
قتل آتنا اصلانی به یک عمل مجرمانه بیماری سابقهدار تقلیل یافت و بدتر آنکه به محبوستر شدن دختران نوجوان توسط خانوادهها منجر شد. اسیدپاشیهای سالهای اخیر و کابوس زهرا نویدپور به جای آنکه ساخت مردسالارانه تمامیت این جامعه را هدف بگیرد به دلیل ماهیت حکومتی عاملان آن جرایم بیشتر حکومت را هدف قرار داد و از آنجا که تمایل داریم خودمان را از این مردسالاری مبرا بدانیم بیشتر در مواقعی دست بکار میشویم که عاملان آنها را بیگانه از خود بدانیم.
حکومت و رسانههای گروهی این جامعه تا حدودی محصول همین جامعه هستند و ما دانشآموزان مدارس این حکومت. این جرایم باید فرصتی فراهم آورد تا خود ما و ذهن مردسالارانه ما را هدف قرار دهد و با این کار وجدانهای درستکار را گرد آورده و به آنها در جهت مقابله با ساختار مردسالارانه جامعه تمرکز بخشد.