سه ساز و کار ذیل که گریزی گذرا به آنها خواهیم داشت عبارتند از:
۱. حقوق خود گردانی
۲. حقوق چند قومی
۳. حقوق نمایندگی خاص
که در دنیای مدرن و کشورهای توسعهیافتهی سیاسی برای حل اختلافات قومی به کار گرفته شده و میشوند.
۱. حقوق خود گردانی: در اغلب دولتهای چند ملیتی، ملتهای تشکیلدهنده به دنبال مطالبهی استقلال سیاسی یا قوه قضاییهی منطقهای هستند تا از توسعهی کامل و آزادانهی فرهنگشان و منافع بهتر برای مردمشان اطمینان پیدا کنند.
در برخی موارد، ملتها اگر گمان کنند که خودمختاریشان در درون دولت بزرگتر ناشدنی است، ممکن خواستار جدایی شوند. خودگردانی را میتوان به صورت فدرالیسم به کار گرفت که قدرت را میان دولت مرکزی و زیربخشهای محلی (استانها، ایالتها) تقسیم میکند.
در جایی که اقلیتهای ملی به صورت منطقهای متمرکز شدهاند، مرزهای زیربخشهای فدرال را میتوان به نحوی کشید تا اقلیت ملی اکثریتی را در یکی از زیربخشها تشکیل دهد. تحت این شرایط فدرالیسم میتواند خودگردانی گستردهای را برای اقلیت ملی تأمین کند، و بدینصورت میتوانند در حوزههای خاصی بدون اینکه مغلوب رأی اکثریت جامعه بزرگتر شوند، تصمیمگیری کنند.
۲. حقوق چندقومی: این ساز و کار به وسیلهی گروههای مهاجر به کار گرفته شد. مهاجران در مقابل الگوی "همگونی انگلیسی" که بر این نظر بود که آنها باید تمام ویژگیهای موروثی قومیشان را کنار بگذراند و با هنجارها و آیینهای فرهنگی موجود همگون شوند صف کشیده و به مبارزه پرداختند تا حق بیان آزادانه خصوصیتهایشان بدون ترس از تعصب یا تبعیض از سوی جامعهی مسلط را به دست آورند.
به همین منظور و در اثر مبارزهشان تغییراتی در برنامهی درسی آموزشی به وجود آمده است تا تاریخ و سهم اقلیتها به رسمیت شناخته شود. (قابل توجه ترکهای تهران، کرج و ...)
۳. حق نمایندگی خاص: قانونگذاران در اغلب کشورهای غربی عموماً از طبقهی متوسط، انسانهای سالم و مردان سفیدپوست هستند که بازتاب تکثر جمعیت نیستند. فرآیند نمایندگی بیشتر، باید شامل اعضای اقلیتهای قومی و نژادی، زنان، معلولان و ... هم باشد.