تا حالا چندین تعریف از فرهنگ ارائه شده و احتمالاً از این به بعد هم تعریفهای دیگری از طرف اندیشمندان ارائه خواهد شد. اما هر تعریفی از فرهنگ داشته باشید، رکن اصلی آن، زبان خواهد بود. پس میتوان مدعی شد که با افول و مرگ زبان یک ملت یا قوم، فرهنگ آن ملت یا قوم نیز نیست و نابود خواهد شد و بدینگونه است که یکی از مهمترین عوامل تعیین کنندهی بقای فرهنگ یک ملت یا قوم آن است که آیا زبانش، زبان دولت یعنی زبان مدارس عمومی، دادگاهها، شوراها، مجالس قانونگذاری و ... است یا نه؟
امتناع از تدارک مدارس عمومی به زبان مادری ملل و اقوام غیرحاکم در یک کشور تقریباً به صورتی اجتنابناپذیر زبان آن ملل و اقوام را به شکلی دائماً فزاینده به حاشیه رانده و باعث مرگ و نابودی آن خواهد شد و در عین حال زمانی که دولتی در چنین کشور چندملتی در مورد زبان مدارس عمومی تصمیم میگیرد، در واقع در تدارک آن چیزی است که مهمترین شکل پشتیبانی از فرهنگ خاص است، زیرا انتقال زبان و همچنین سنتها و عرف وابسته به آن، به نسلهای بعدی را تضمین میکند. بدیندلیل است که حقوق زبانی عامل بنیادی بسیاری از نزاعهای سیاسی و حتی خشونت در سراسر جهان از جمله در خاور میانه میباشد.
در کشور کثیرالملهی ایران یکی از زبانهایی که با عدم آموزش در مدارس عمومی در معرض مرگ و نابودی قرار دارد زبان ترکی میباشد. پانایرانیستهای حاکم نزدیک یک قرن است به صورت سیستماتیک و برنامهی از پیش تدارک دیده شده عامدانه قصد نابودی و اضمحلال زبان ترکی را دارند. ضربات کشنده و جبرانناپذیر بر پیکر زبان و فرهنگ ترک وارد کردهاند و با تداوم این سیاست (عدم تحصیل به زبان مادری) دور نخواهد بود آن روز که از زبان و فرهنگ ترک در این کشور جز نامی، چیز دیگری نخواهیم داشت.
بنابراین هر چند که از نظر برخی فعالان ملی ـ مدنی استقلالطلب درخواست تحصیل به زبان مادری در راستای خواست و اهداف پانایرانیستها ارزیابی، و قابل سرزنش میباشد اما واقعیتهای ملموس و عینی جامعهی ما (سیاستهای زبانی حکومت) فوریت و ضرورت درخواست تحصیل به زبان مادری را دو چندان میکند. البته نویسندهی این سطور حداقل این اندازه آگاهی دارد که معاهدهها ذاتی نیستند چون پشت سر آنها زور قرار دارد. مرزها معاهداتی و قراردادی هستند. شما میتوانید در صورت داشتن قدرت و توانایی آنها را تغییر دهید.