ادیب طوسی در ادامۀ نوشتار خود در بارۀ زمان پیدایش ترکی در ایران نیز داستانی سر هم می کند. او نخست از سد سکندری که طاهریان و صفاریان و سامانیان در مقابل تهاجم ترکان کشیده بودند؛ سخن می گوید و ادّعا می کند با وجود آن سلسله های قدرتمند ترکان نمی توانستند به خراسان و ایران راه پیدا کنند، لیکن از آنجا که در برابر مسلّمات تاریخی مؤیّد حضور ترکان در دوران قبل از این سه سلسله در ایران درمی ماند از سر ناچاری به کاهدان زده و ادّعا می کند حضور ترکان در دوران ماقبل این سه سلسلۀ ایرانی به صورت مزدوری در لشکر بوده است و تنها مردان ترک به استخدام سپاه دیلمیان، زیاریان، سامانیان، غزنویان یا خلفای عبّاسی در می آمدند و لابد در فواصل دو هزار و سه هزار کیلومتری از خانوادۀ خود به سپاهیگری مشغول می شدند.
او همان روایت مشهور مهاجرت ترکان به ایران و آذربایجان در اوایل قرن پنجم را می پذیرد و می گوید گروهی از ترکان که از برابر سپاه سلطان محمود غزنوی گریخته بودند؛ به آذربایجان رفتند و وهسودان دیلمی که امیر آذربایجان بود؛ آنها را در منطقۀ اقتدار خود سکونت داد. او این حضور را البتّه با کمی تردید نخستین حضور ترکان در آذربایجان می داند که مدّتی بعد با آمدن گروه دیگری از ترکان تقویت گشتند و بعد از آن بنای شورش را گذاردند. به ادّعای ادیب طوسی امیر وهسودان از کردۀ خود در جای دادن به ترکان در قلمرو خویش پشیمان گشت و:
« امیر وهسودان به زودی از کردۀ خود پشیمان شده و به کمک کردان بر ترکان غز تاخت و جمعی کثیر از آنان را در تبریز و کوهستان ارومیّه کشت و بقیّه از منطقۀ حکومت او بیرون رفتند. » (زبان فارسی در آذربایجان، ج ۱، ص ۲۰۸)
ادیب طوسی معتقد است با شکست سلطان مسعود در برابر سلجوقیان؛ خراسان تا حدود ری و همدان به دست طغرل سلجوقی افتاد و بدین ترتیب موانع آمد و شد ترکان از ماوراءالنّهر به داخلۀ ایران از بین رفت و سپس با تصرّف آذربایجان از سوی سلجوقیان ترکان بیشتری به صورت دسته جمعی به ایران آمده و عمدتاً در آذربایجان و سپس در آسیای صغیر سکنی گزیدند.