یوخاری

زبان رسمی و نکاتی در مذاکرات تصویب اصل 15 قانون اساسی

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
زبان رسمی و نکاتی در مذاکرات تصویب اصل 15 قانون اساسی

نکاتی که در مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی برای تصویب اصل 15 این قانون به آن اشاره شده است:

• ایران بعنوان یک کشور متشکل از اقوام مختلف باید یک زبان رسمی و مشترک اقوام داشته باشد.

• "همه زبان‌‌ها خود بخود آزاد هستند"، و" این اصل برای تدريس و ادبيات آنها در مدارس است" که همه چيز "طبق برنامة وزارت آموزش و پرورش" خواهد بود و "دولت موظف است! يعني وقتي آنها حق داشتند اين زبان را تدريس كنند دولت موظف است چيزي را كه آنها حق دارند برايشان تهيه كند.".

• "«در كنار زبان فارسي آزاد است» فقط مربوط به تدريس ادبيات اقوام در مدارس است"، و این ربطی به مطبوعات و رسانه های گروهی ندارد. یعنی، می‌توان مطبوعات و رسانه‌های مختص یک زبان داشت و نیازی به «در کنار زبان فارسی» وجود ندارد. بعنوان مثال "رسانه‌های گروهی در آذربایجان می‌توانند صرفاً به زبان آذری (ترکی آذربایجانی) باشند".

• "زبان رسمي به آن زباني مي‌گويند كه در مؤسسات دولتي معمول است و احكام دولتي و امثال اينها بايد با آن زبان باشد. زبان رسمي يعني متون و احكام، يعني كتاب‌هاي درسي (عمومی) كه به زبان فارسي است، احكامي را كه دولت صادر ميكند، اسنادي را كه مبادله ميكند، متون قوانين همه به زبان فارسي است. منظور از اين متون عبارت است از متن مقاوله نامه‌ها و قراردادها مثل قانون اساسي، متن قوانين، بنابراين، اين كلمة «رسمي» شامل همه ميشود «متون و اسناد و مكاتبات رسمي» و به متون غیررسمی اطلاق نمی‌شود".

• "اگر در دبيرستان يا در دانشگاه بخواهند يك برنامه‌اي را بصورت انگليسي تدريس كنند اين جزو برنامه معمولي و كار آنها است و منافاتي با اين اصل ندارد و هيچكس هم چنين منافاتي را نمي‌فهمد و ضرورتي هم ندارد كه چيزي بر اين اصل اضافه شود". یعنی، لزومی ندارد که یک کتاب انگلیسی، روسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی، و ... به زبان و خط فارسی نوشته شود! "وقتي مي‌گويند كتب درسي بايد به خط و زبان فارسی باشد، معلوم مي‌شود که منظور كتب درسي عمومي است چون بالا هم كلمه «مشترك» داشت".

• استفاده از زبان رسمی صرفاً در متون و مکاتبات است، و منظور زبان رسمی نوشتاری است نه زبان گفتاری و استفاده از همه زبانهای گفتاری در ادارات دولتی و ... آزاد و بلامانع است.

• این قانون برای جلوگیری از نوشته شدن کتابها به غیر زبان فارسی یا خطوط غیر فارسی نیست و مردم ایران می‌توانند نوشته‌های خود را به زبان دلخواه خود، و با خط دلخواه خود بنویسند و منتشر کنند و این قانون صرفاً برای نوشتن متون رسمی و دولتی است.

• این قانون برای جلوگیری از تدریس کتب عربی، ترکی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، و ... در حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، مدارس، و ... نیست، بلکه، برای مشخص کردن زبان و خط نوشتاری کتب عمومی درسی است و مشخص است که برای تدریس زبان عربی، ترکی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، و ... از آن زبان‌ها و خطوط مختص آنها باید استفاده کرد و نمی‌توان آن زبان‌ها را در چهارچوب خط و زبان رسمی و مشترک محدود کرد.

• آزاد بودن تدریس ادبیات زبان‌های محلی/قومی در مدارس تنها به دست و تأیید دولت و وزارت آموزش و پرورش امکان‌پذیر است و تدریس ادبیات زبان‌های محلی و قومی با کتاب‌ها، محتواهای درسی، الفباها، معلمین، متدها و ... تأیید نشده توسط وزرات آموزش و پرورش در مدارس بی‌معنی است! لذا، دولت در این زمینه موظف است.

• هیچ صحبتی از «زبان ملی» به میان کشیده نشده است، و فقط به بحث در مورد زبان مشترک که بعداً به آن مفهوم «رسمی» هم افزوده شده است پرداخته شده است.

• هیچ صحبتی در مورد «خط مورد استفاده برای خواندن و نوشتن و تدریس زبان‌های سایر اقوام ایران » نشده است، و بعلت نبودن چنین اشاره‌ای، طبیعی است که استفاده از خطوط برگرفته از الفباهای عربی، لاتین، ارمنی، و ... برای سایر زبان‌های غیر رسمی آزاد است. به عبارتی دیگر، زبان‌ها و خطوط غیررسمی و غیرمشترک مردم ایران در استفاده از خط فارسی و یا خطوط غیر فارسی آزاد هستند.

• به جز «اسناد رسمی»، و «مکاتبات رسمی»، و «متون رسمی»، و «کتب درسی عمومی» سایر اسناد، مکاتبات، متون، و کتب درسی به زبان‌ها و خطوط دیگر قابل نگاشت هستند.

• استفاده از زبان‌های محلی (تُرکی آذربایجانی، تُرکمنی، عربی، بلوچی، کُردی، لُری، لَکی، گیلکی، مازنی، و ... که محل مشخصی دارند و متمرکز درمناطق خاصی هستند)، و زبانهای قومی (ارمنی، آشوری، و ...که محل مشخصی ندارند و پراکنده هستند) در مطبوعات و رسانه‌های گروهی (رادیو، تلویزیون، و ...) با رسم الخط، طرز نوشتار، لهجه‌ها، شیوه‌ها، و ... مختص آنها آزاد است و منظور از این آزادی «وظیفه دولت در قبال تهیه امکانات و حمایت از آنهاست».

• تدریس ادبیات زبان‌های محلی و زبان‌های اقوام «در مدارس» «در کنار زبان فارسی» تحت نظارت آموزش و پرورش آزاد است، و دولت موظف به تهیه معلم و امکانات لازم برای تدریس ادبیات زبان‌های محلی و زبانهای اقوام است. این اصل هیچ اشاره‌ای به تدریس زبان و ادبیات در غیرمدارس ندارد و دولت هیچ وظیفه‌ای در قبال آموزش زبان های محلی و زبانهای اقوام در غیرمدارس ندارد.

• در این اصل هیچ اشاره‌ای به «ملت ایران» نشده است، و از اصطلاح «مردم ایران» استفاده شده است: مردمی که در یک کشور متشکل از اقوام پراکنده بدون سرزمین قومی، و ملل متمرکز صاحب سرزمین محلی (ملی) در کنار هم و یا منفک از هم زندگی می‌کنند.

• تدریس ادبیات بدون تدریس زبان اقوام و زبان‌های محلی ممکن نیست، و برای تدریس ادبیات باید خط و زبان آنها نیز تدریس گردد و این از وظایف دولت است که کتاب و معلم آن را تهیه کند. همانطور که برای تدریس زبان و ادبیات انگلیسی استفاده از خط و زبان فارسی بی معنی است، و باید از خط و زبان انگلیسی استفاده کرد، برای تدریس زبان و ادبیات تُرکی، تُرکمنی، کُردی، بلوچی، عربی، گیلکی، مازنی، و ... باید از خط و زبان مختص آنها استفاده شود و این خطوط و زبان‌ها بعلت اینکه جزء خط و زبان مشترک نیستند می‌‌توانند از خط و زبان مختص به خود استفاده کنند.

بخشی از مقاله «اصل 15 قانون اساسی و تفسیرهای نابجا از آن / علیرضا فرشی دیزجیکان»

تاریخ
2019.02.25 / 09:58
مولف
علیرضا فرشی
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla