شاید در وهله نخست بیان این جمله از سوی برخی از خوانندگان افراطی و تخیلی محسوب شود. اما در حقیقت چنین نیست.- در ۲۴ اکتبر سال ۱۸۱۳ عهدنامه ترکمنستان و در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ عهدنامه ترکمنچای به رغم مجاهدتهای بی نظیر سربازان، سرداران و به خصوص عباس میرزا و فتحعلی شاه قاجار، از سوی امپراطوری مدرن روسیه بر ممالک محروسه قاجار تحمیل شد. قبل از عهدنامه گلستان، در فاصله میان دو عهدنامه و بعد از عهدنامه ترکمنچای، صدها هزار تن از نظامیان و غیرنظامیان آزربایجانی توسط روسها، ارامنه و گرجیها قتل عام شدند. به گونهای که به دنبال قتل عام مسلمانان در شهر ایروان شمار آنان که بیش از ۶۰ درصد جمعیت بود به سطح ناچیزی تنزل یافت.
پس از آن دوران نهصت مشروطیت فرا رسید و روسها در سال ۱۹۲۱ میلادی به سوی آزربایجان جنوبی سرازیر شدند و شهر تبریز و دیگر شهرهای آزربایجان را اشغال کردند و هزاران تن از مردم این منطقه را قتل عام کردند.
در سالهای ۱۹۰۵-۱۹۰۷، ۱۹۱۸-۱۹۲۰ در ایروان و زنگزور (در اراضی جمهوری ارمنستان کنونی)، در تفلیس و باکو بعنوان پایتخت و سایر شهرهای آزربایجان از قبیل نخجوان گنجه، شماخی و قوبا، لنکران و نیز قاراباغ و مغان و غیره و همچنین در سالهای جنگ جهانی اول در آناتولی شرقی- ارزروم، قارص، اردهان، آدانا غیر نظامیان به طور بیرحمانهای از سوی روسها و ارامنه به خاک و خون کشیده شدهاند.
اواخر ماه مارس سال ۱۹۱۸ فقط در شهر باکو بیش از ۳۰ هزار آزربایجانی قربانی این قتل عامها شدهاند. در سال ۱۹۱۸ یک چهارم اهالی آزربایجان شمالی در شهر باکو اعم از مسلمان و یهودی، توسط ارامنه قتل عام شد. همچنین در بهار سال ۱۹۱۸ فاجعه جیلولوق روی داد و ارامنه و آسوریها دهها هزار نفر از مردم را در غرب آزربایجان جنوبی قتل عام کردند.
در سالهای ۱۹۱۸ الی ۱۹۱۹ دهها هزار تن دیگر از اهالی غرب آزربایجان اینبار از سوی یاغیان کرد دارو دسته اسماعیل آقا سیمیتقو به قتل رسیدند.-
در پاییز سال ۱۹۴۵ باردیگر دهها هزار آزربایجانی توسط ارتش ایران در سراسر آزربایجان جنوبی به قتل رسیدند. دهها هزار تن دیگر بازداشت، شکنجه و بیکار شدند و دهها هزار تن هم مجبور به ترک وطن خود شدند.
اتحاد شوروی در بین سالهای ۱۹۴۸-۱۹۵۳ و ۱۹۸۸-۱۹۸۹ برنامه خود مبنی بر تبعید و یا طرد حدود نیم میلیون آزربایجانی از اراضی ارمنستان را عملی کرد. تورکهای آزربایجان تحت فشار شدید به تدریج مجبور به ترک خانههای اجدادی خود دشند.
در زمستان ۱۹۸۰ به دنبال قیام مبارزان خلق مسلمان، رژیم جمهوری اسلامی ایران دهها نفر را در خیابانها کشت و دهها نفر دیگر را اعدام کرد. سفاکان حاکم بر تهران برای تصفیه کامل طرفداران خلق مسلمان حرکت بی رحمانه وسیعی را در پیش گرفتند و دهها هزار تن از طرفداران این جنبش مردمی را به زندانها افکندند، شکنجه کردند و تبعید نمودند.
در بامداد روز ۲۶ فوریه سال ۱۹۹۲ واحدهای نظامی جمهوری ارمنستان و دستجات تروریستی ارمنی موجود در قاراباغ کوهستانی با کمک هنگ موتوریزه پیاده نظام شماره ۳۶۶ اتحاد شوروی که بخش اصلی پرسنل نظامی آنرا ارامنه تشکیل میداده، دست به حملهای علیه شهر آزربایجانی نشین خوجالی زده و مرتکب نسل کشی هولناکی شدهاند که یکی از فجیعترین مصیبتهای تاریخ بشریت میباشد. بدون هیچ ضرورت نظامی شهر خوجالی بطور کامل نابود شده و طعمه حریق گردیده و ۶۱۳ ساکن غیر نظامی آزربایجانی و از جمله ۶٣ کودک، ۱۰۶ زن بطرز وحشیانهای به قتل رسیده، ۴۷۸ نفر معلول گشته و ۱۲۷۵ نفر از ساکنین آن اعم از سالخوردگان، کودکان، زنان به گروگان گرفته شده و در معرض تحقیرات، شکنجهها و حقارتهایی قرار گرفتهاند که در عقل نمیگنجد.
در بهار سال ۲۰۰۶ در آزربایجان جنوبی به دنبال قیام مردم، نیروهای رژیم جمهوری اسلامی ایران دهها نفر را کشته و صدها نفر را مجروح کردند. جنازههای بسیاری از مقتولین هنوز نیز مفقود است. به دنیال قیام ملی آزربایجان جنوبی علیه شوونیزم، بیش از ۱۰ هزار نفر روانه زندانها و شکنجهگاهها شدند.
به رغم مواجهه با این همه بیداد و ظلم و ستم، صدای مظلومیت ما خاموش ماند و تاریخ فقط در رگهای آزربایجان جاری شد. آزربایجان پاره پاره شد و کشورهای مختلف هر کدام سهمی از اراضی تاریخی آن گرفتند. اکنون آزربایجان به آزربایجان شمالی (مستقل)، قاراباغ کوهستانی (تحت اشغال)، زنگهزور و گویجه (تحت حکومت جمهوری ارمنستان)، آغری و قارص(آزاد و تحت حکومت جمهوری تورکیه)، دربند(تحت حکومت فدراسیون روسیه)، بورچالی (تحت حکومت گرجستان) و آزربایجانی جنوبی (تحت اشغال جمهوری اسلامی ایران) تقسیم می شود.
براستی که ما به اندازه تمام جهان در سکوت و تنهایی زجر کشیدهایم!