اديب طوسي مقالة ديگري با عنوان «نمونهاي چند از لغت آذري» دارد. وي در اين مقاله آثار و نمونه هاي زبان آذري را به سه دستة: «اسامي امكنه جغرافيايي» ، «كلمات موجود در زبان فعلي» يعني همين «تركي آذربايجاني» و «آثار مكتوب» تقسيم ميكند. اديب طوسي از هر سه بخش كلماتي را استخراج كرده و با عنوان لغات آذري به خوانندگان معرفی می کند. اين مجموعه كه داراي 1908 واژه ميباشد، كمابيش نظير همان كار لغوي يحيي ماهيار نوّابي ميباشد با همان آشفتگيها، با همان دروغها، با همان لاف و گزافها و با همان تحريفها.
اديب طوسي در مقدّمه لغات دستة اوّل مطالبي را بيان ميدارد كه اين مطالب همچنان از خوي خودبرتربيني و تحريف تاريخ ايران سرچشمه گرفتهاند:
« بنظر ميآيد كه تقريباً صدي هشتاد امكنه و قراء و قصبات آذربايجان ايراني است و غالب اين اسامي كلماتي هستند كه در طيّ هزار سال يا بيشتر صورت خود را حفظ كردهاند. اين اسامي را از نظر زبانشناسي ميتوان بدو دسته تقسيم كرد:
اوّل آنهائيكه فرم قديمي دارند و بظن قوي از بقاياي زبان اعصار قديم مردمان اين منطقه ميباشند و در ضمن آنها كلماتي از عهد ماد و اوستائي يا پهلوي اشكاني و ساساني موجود است و بايد مورد مطالعة دقيق واقع شود.
دوم اسامئي كه نسبتاً تازهترند و وضع ظاهر آنها نشان ميدهد كه از بقاياي زبان آذري بعد از اسلام بوده و در اين مقاله مورد بحث ميباشند. » (زبان فارسی در آذربایجان، ج 2، ص 236)
اديب طوسي يا شمارش بلد نبوده و يا گمان ميكرده مخاطبان او گروهي عامي سادهدل و بي سواد هستند كه هيچ از گفته هاي او سردرنميآورند. از اين رو هر حرف ابلهانه اي كه به ذهن معيوبش خطور نموده نوشته است. در همين بخش از نوشتههاي او چند اشكال اساسي ديده ميشود. نخست اينكه وي از عهد ماد و هخامنشي و اشكاني و ساساني جلوتر نميرود، انگار نه انگار كه قبل از آن در طول چندين هزاره مردم بومي ايران در اين سرزمين اقامت داشتهاند. ظاهراً در نظر اين گروه براي سرزمين ايران همه چيز از مهاجرت آريايي شروع مي شود و قبل و بعد از آن هركسي بوده يا مهاجرت كرده غلط ميكند كه وجود دارد و يا غلط ميكند كه مهاجرت كرده است. براي ايران همه چيز از آرياييها شروع ميشود و غير از ايشان براي ايران قبل و بعدي وجود ندارد. دوم اينكه ايشان با شمارش تعداد معدودي از امكنة تاريخي آذربايجان كه بعضي از اين اسامي هم معلول تغيير اسامي جغرافيايي از زمان رضاشاه هستند؛ يك حكم كلّي صادر كرده و مدّعي شده كه هشتاد درصد اعلام جغرافيايي آذربايجان ايراني هستند. اين ادّعا يك دروغ تمام عيار است كه به راحتي و حتّي با يك نمونهبرداري منطقه اي قابل نقض است. البتّه بعداً روشن خواهد شد كه اين ايراني جناب اديب طوسي مجموعة ناهمگوني است كه آن لغات چندين زبان به نام اسامي ايراني به خورد خواننده داده شده است. سوم اينكه خود اديب طوسي هم از آنچه ميگويد اطميناني ندارد و قيد «بظنّ قوي» به روشني از ميزان اطمينان و يقين وي نسبت به گفتههايش حكايت دارد.